نمونه سوالات چهارگزینه ای اجتماعی وجغرافی سوم راهنمایی جمعیت 300شهرایران درسال1390

آمارلحظه به لحظه ایران  آمارلحظه به لحظه جهان دانلودصدای مظفرالدین شاه قاجار ۲۵۲KB

دانلود فیلم حرکات صفحات زمین و ناهمواری های کف اقیانوس درس5جغرافی سوم راهنمایی

  دانلود فیلم آموزشی آتش فشان درس 6جغرافی سوم راهنمایی (وبلاگ لذت یادگیری)

دانلود فیلم آموزشی جریان های دریایی درس5 جغرافی سوم راهنمایی

فعالیت تکمیلی تاریخ سال سوم راهنمایی

دانلود كتاب مطالعات اجتماعی اول متوسطه ۱مقدمه - بخش اول - بخش دوم

پاورپوینت بخشی ازدرس شانزدهم جغرافیا سوم راهنمایی(قبله یابی)

دانش آموزان راهنمایی استعدادهای درخشان شهیدبهشتی برای دیدن نمرات مهر وآبان (نمرات

جغرافی301-302-303وتاریخ واجتماعی301   ومطالعات 101)خود اینجـــا کلیک کنند


+ نوشته شده در شنبه دوم آذر ۱۳۹۲ساعت 18:31 توسط حسن صمیمی |

نخستین انسان در ایران که بود و چگونه کشف شد؟ آیا نسل امروز انسان‌ها از میمون‌ها بود؟ علم باستان‌شناسی چه قدر می‌تواند به این نوع از پرسش‌ها پاسخ دهد؟

به گزارش ایسنا، بنیاد ایران شناسی ایران در سلسله سمینارهای باستان شناسی ایران (دیروز ‌، امروز، فردا) این‌بار «نخستین انسان در ایران» را مورد بررسی قرار داد.

در این همایش که صبح امروز (دوشنبه 2 شهریور) در مرکز بنیاد ایران شناسی با حضور رئیس این بنیاد «سید محمد خامنه‌ای» و تعدادی از باستان شناسان برگزار شد، توجه بیشتر به بحث باستان‌شناسی را از زمان بازدید رئیس این بنیاد از سایت «زن هفت هزار ساله» دانستند.

در این جلسه نخست میردامادی، معاون پژوهشی بنیاد ایران شناسی تاکید کرد: سیاست‌های بنیادین و برنامه‌های عملیاتی برای بخش‌های پژوهشی در این بنیاد برنامه‌ریزی شده‌اند کارگروه‌های علمی و پژوهشی نیز هر کدام به فراخوان فعالیت‌های خود نتایج کارهایشان را ارائه می‌دهند.

او در ادامه با بیان برخی خصوصیاتی که برای نخستین‌بار به انسان‌های ایرانی نسبت داده‌اند گفت: براساس آنچه اثبات شده، نخستین مردمانی که مصر را کشف کردند، نخستین کسانی که آتش را کشف کردند، کسانی که ذوب فلزات را آغاز کردند‌، کسانی که کشاورزی را برای کاشت و برداشت استفاده کردند، کسانی که سکه را ضرب کردند‌، کسانی که عطر را تولید کردند‌، کسانی که کشتی را ساختند، کسانی که حروف الفبا را ایجاد کردند، کسانی که شیشه و زغال سنگ را ایجاد کردند و به کُروی بودن زمین پی بردند و حتی عمل جراحی روی چشم انجام دادند و دندان مصنوعی استفاده کردند و منشور حقوق بشر را نوشتند ایرانی‌ها بودند.

وی اظهار کرد: از سوی دیگر موارد زیادی داریم که به ایرانی‌ها نسبت داده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌ایم آنها را اثبات کنیم. به عنوان مثال ایرانی‌ها نخستی مردمانی بودند که پا به قاره آمریکا گذاشتند که آنها را داریوش و سپاهیانش می‌نامند. انسان چالشی در حوزه علم و دین است و نظریات مختلفی بیان می‌کند.

به گزارش ایسنا، حکمت‌الله ملاصالحی - باستان شناس - نیز در سخنانی کوتاه در این همایش اظهار کرد: هیچ دانش دانشمند و دوره‌ای نمی‌توان اثبات انسانیت ایرانی‌ها را رد کند، امروز تصویری از انسان بودن ماست که در دوره جدید به برکت انسان‌شناسی از آن درس گرفته‌ایم. ما را از نگاه ظرف آزاد می‌کند و به نگاه قرآنی حساس‌تر.

او افزود: اگر خودم طلبه باستان‌شناسی نبودم، شاید نگاه قرآن در این زمینه را درک نمی‌کردم؛ اما اکنون معتقدم هرچقدر نظام باستان شناسی را بشناسیم، دست‌مان برای عبور از جامعه و داشتن نگاهی دقیق‌تر و علمی‌تر بازتر است.

به گزارش ایسنا،‌ حامد وحدتی‌نسب، کارشناس ارشد باستان‌شناسی که دکترای انسان‌شناسی پیش از تاریخ را از دانشگاه آریزونا گرفته، در این سمینار بحث نخستین انسان‌ها در ایران را مورد بررسی قرار داد.

این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با رتبه دانشیاری در ابتدای صحبت‌هایش به داستان تطور یا تکامل و برداشت‌های داروین و نگاه تطوری و نگاه مذهبی در غرب و شرق را مورد بررسی قرار داد. او نخست به برخی اظهارنظرها که به چارلز داروین، دانشمند برتر قرن نسبت داده‌اند که نسل انسان را از میمون می‌داند اشاره کرد و گفت: این یک تصور است. داروین هیچگاه چنین صحبتی را مطرح نکرد، مخالفانش بودند که برای تحقیرآن این بحث را در سطح جامعه پراکندند.

او توضیح داد: چارلز داروین دانشجوی پزشکی بود، به کلیسا می‌رفت و مطالعه می‌کرد که کشیش شود. چون از خانواده مرفهی بود و دغدغه مالی نداشت‌، هردو را رها کرد و به مدت سه سال ونیم به سفر پرداخت. او به آمریکای جنوبی رفت و انواع جانوران را به انگلیس برد و سال‌ها زمان خود را صرف مطالعه روی آنها کرد. وی در مطالعاتش به این نکته رسید که برخی از موجودات به یکدیگر شبیه‌ترند و برخی دیگر با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند. در آن زمان هنوز علم نمی‌توانست این موضوعات را توضیح دهد. اما داروین توانست و علاوه‌بر این بحث، در خلال نوشته‌هایش نشان داد که به خالق هستی معتقد است. بنابراین داروین هرگز نگفت انسان از نسل میمون است، بلکه تاکید کرد همه موجودات با یکدیگر قرابت و جد مشترک دارند.

وحدتی نسب با بیان اینکه بین هفت تا هشت میلیون سال پیش موجوداتی زندگی می‌کردند که به مرور از آنها موجودات دیگری ایجاد شدند و در نهایت نسل‌شان به انسان مدرن کنونی رسید و رشد کرد تا امروز که ما هستیم گفت: زمانی که به عقب می‌رویم، هیچ جایی را نمی‌بینیم که میمون یا اورانگوتان در اجدادشان باشد.

او ادامه داد: روند پی بردن مکانیسم طبیعت که چرا موجودات به این شکل هستند براساس نظر داروین به کارهای پیشینیان خود برگشت داده شده است. چون دقیقا صحبتی که ابوریحان بیرونی در قرن چهارم درباره تطور موجودات مطرح می‌کند‌، عین به عین مشابه داروین است. او هزار سال بعد از داروین زندگی کرده است؛ در حالی که داروین نیز بیشترین کارها و اقداماتش را براساس صحبت‌های مارکز اسپنسر؛ دانشمند بداخلاقی که بسیار شایعه‌ است هیچ گاه یک کتاب هم نخوانده است‌، دارد. براساس این اعتقادات که بسیار شبیه یکدیگر هستند، موجودات را اگر رها کنید علاقه زیادی به ازدیاد دارند. زادگان هر نسل با والدین‌شان متفاوت هستند. و این تفاوت منجر به گونه گونه‌ای می‌شود. آنانی موفق‌ترند که با محیط سازگارتر هستند (تنازع برای بقا دارند)

وحدتی نسب در ادامه این سمینار ادامه داد: زمانی که داروین عقاید خود را مطرح می‌کند، در عصر روشنگری و ویکتوریایی زندگی می‌کرده است. با این وجود کیسا مقابل آن جبهه‌گیری می‌کند، چون پذیرفتن اینکه انسان مانند دیگر موجودات با آنها قرابت دارد به ویژه برای کلیسای مسیحیت بسیار سخت است. در واقع زمانی که داروین نظر خود را مطرح می‌کند، اسقف اعظم بریتانیا حتی سنِ کره زمین را براساس تعداد پیامبران بررسی کرده و آن را به صورت رسمی اعلام کرده بود. صحبتی که پس از آن هیچ‌کس جرات نکرد آن را رد کند؛ اما داروین با اثبات می‌توانست این کار را انجام دهد.

او در ادامه به داستان تطور در اسلام اشاره کرد و گفت: بحث خلقت انسان آسمان‌ها و زمین و تطور در اسلام متفاوت هستند. چون در این میان یک پرسش پیش می‌آید، چرا زمانی که گالیله بحث مرکز بودن و گرد بودن زمین را مطرح کرد، در اروپا جار و جنجال زیادی به پا شد؟ در حالی که در شرق کسی حتی در این زمینه صحبت نمی‌کرد. چون در آن زمان در قرن چهارم هجری هیچ‌کس تردید نداشت که زمین گرد است و ابوریحان بیرونی در آن زمان مشغول توضیح روی زمان طلوع و غروب خورشید بود.

او در ادامه درباره بحث پیدایش انسان از منظر علمای اسلام پرداخت و گفت: برخی علمای اسلامی تطور را به عنوان مکانیزمی که خداوند به موجودات اجازه وارد شدن به دنیا و در نهایت خارج شدن از آن را می‌دهد داده است.

به گزارش ایسنا‌، وحدتی نسب بار دیگر با تاکید بر اینکه جدایی اجداد انسان از اجداد میمون‌ها حدود هفت میلیون سال پیش رخ داده گفت: ما در آن زمان چیزی به نام انسان نداریم و برای آنها «انسان ریخت» می‌گوییم. از آن زمان بوده که براساس جهش ژنتیکی این نوع موجودات یعنی توانایی راه رفتن روی دو پا به مرور ظرفیت آنها برای تبدیل شدن به نسل مدرن انسان‌ها ایجاد می‌شود.

او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در گرایش علوم جانوری دانشگاه تهران گرفته است‌، سه سوال را در این زمینه مطرح کرد: نخستین بار کدام گونه یا گونه‌های انسانی در ایران ساکن شدند؟ سابقه حضور نخستین انسان در ایران چه زمانی بوده است؟ شواهد برای تایید این حضور چیست؟

او در ادامه با ارائه جدولی که حضور انسان‌ها را به پنج دوره تقسیم می‌کند‌، از دوره سوم یعنی پارینه سنگی جدید (عصر انسان هوشمند)،‌ معتقد است که انسان مدرن از آن زمان ایجاد می‌شود و بر این قضیه تاکید می‌کند که برخی از موجودات از گذشته تاکنون و از ابتدای پیدایش موجودات روی کره زمین به قضیه منقرض شدن انسان‌ها توجهی ندارند، در حالیکه تاکنون 98 درصد موجودات روی زمین منقرض شدند.

به گفته وحدتی نسب، در دوره پارینه سنگی قدیم چهار تیپ انسان مختلف زندگی می‌کرده است؛ انسان ماهر که فقط در آفریقا بوده‌، انسان کارگر که به اوراسیا نیز می‌رسد، انسان راست قامت که بیشتر در آسیای جنوب شرقی وجود دارد و انسان هایدلبرگ که از نظر ظاهری بیشتر شبیه انسان‌های امروزی است.

به گفته وی، نشانه‌های انسان‌های راست قامت را برای نخستین بار در جاوه اندونزی کشف می‌کنند، به همین دلیل به آنها "انسان جاوا" می‌گویند. این نسل از انسان‌ها در اندونزی توسط یک پزشک هلندی کشف شدند که شانس زیادی داشت، چون باستان شناسان امروزی معتقدند شانس بخش بزرگی از انسان شناسی و باستان شناسی است. کسانی هستند که سال‌ها در بخش‌های کویری و نقاط مختلف دنیا کاوش می‌کنند، اما چیزی به دست نمی‌آورند؛ اما این پزشک هلندی در یک سفر ناگهانی و با اجیر کردن تعدادی از کارگردان در کنار دریا اسکلت انسان جاوا را کشف می‌کنند، اما در آن زمان هیچ کدام از مسئولان و افراد حرف این پزشک را قبول نمی‌کنند، به طوریکه آخر عمرش خود پزشک نیز از نظر خود درباره انسان بودن نشانه‌های کشف شده برمی‌گردد که اسکلت‌های به دست آمده متعلق به انسان نیستند.

به گفته وی برقراری ارتباط ، شکار، تعرق‌، لاشه‌خواری‌، تبر دستی آشولی‌، تشخیص تغییر فصل‌، خروج از آفریقا‌ و کنترل آتش از ویژگی‌های این انسان است که انسان‌های دوره بعدی یعنی انسان کارگر این ویژگی‌ها را به یک مرحله جلوتر می‌رساند.

او با اشاره به ابزار «تبر دستی آشولی» که یک قلوه سنگ برای انجام چند کار متفاوت است می‌گوید: در دوره‌های بعدی باستان شناسان نمونه‌های دیگری از این ابزار را کشف می‌کنند که بزرگتر هستند و در دست جا نمی‌گیرند پس از بررسی‌های گوناگون به این نتیجه می‌رسیم که هیچ استفاده‌ای از آنها نشده است بلکه فقط برای فخر فروشی به دیگر انسان‌ها در آن دوره این وسیله ساخته شده است. در واقع این اقدام را می‌توان به نمونه‌ای از اقدام انسان‌های امروزی مقایسه کرد که استفاده از ماشین‌های مدل بالا در قرن بیست ویک را فقط به همین دلیل در دست دارند. به نظر می‌رسد از نظر چنین فکرهایی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. به مرور موی بدن خود را از دست می‌دهند، تعرق می‌کنند، دمای بدن بالای بدنش کم می‌شود؛ پس می‌توانند از آفریقا خارج شده و با سفر به نقاط دیگر ارتباط برقرار کنند.

او با اشاره به اینکه چه مدارکی از حضور این انسان‌های گذشته در ایران وجود دارد بیان می‌کند: در محوطه دمانیسی گرجستان زمانی که کلیسایی را کاوش می‌کردند، قدیمی‌ترین شواهد از حضور انسان در نزدیکی مرزهای ایران از یک میلیون و 750 هزار سال پیش به دست می‌آید، یعنی این نوع انسان‌ها در آن زمان در نزدیکی ایران ساکن بودند.

این باستان‌شناس در ادامه به ویژگی‌های انسان‌های دوره پارینه سنگی میانی اشاره می‌کند و گفت: در این دوره عصر انسان نئاندرتال است، بقایای فرهنگی این انسان در ایران به صورت دست افزارهای انسانی به جای مانده است. این نوع از انسان‌ها به مرور از نظر جسمانی مدرن می شوند، اما از نظر رفتاری نمی‌توانند. حتی آنها نمی‌توانند از کشور فلسطین جلوتر بروند و بین آفریقا و فلسطین ماندگارند.

او سپس به طرحی که از انسان‌های نئاندرتال در یک موزه وجود دارد که زندگی غارنشینی آنها را به نمایش می‌گذارد و بر اساس مطالعات باستان شناسان یک انسان معلول در 57 هزار سال پیش بین آنها زندگی می‌کند که به دلیل معلولیتش نمی‌میرد‌، اشاره کرد و افزود: در بیستون ایران نیز براساس کاوشی که در سال 1952 توسط یک باستان‌شناس خارجی انجام شد، بخشی از انسان نئاندرتال کشف شد در منطقه همیان لرستان نیز که قدیمی‌ترین تاریخ قطعی یک محوطه تاریخی در ایران را دارد آثاری از حدود 158 هزار سال پیش به دست آمده است.

به گفته وی، محوطه میرک در ایران نیز که یک محوطه روباز تاریخی است، از نظر دست‌افزارهای سنگی در دنیا مشهور است. در این محوطه میلیون‌ها قطعه وجود دارد که به نظر می‌رسد استادکاران ساخت قطعات و ابزارهای سنگی در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.

وی همچنین به ویژگی‌های انسان های نئاندرتال در دوره پارینه سنگی میانی براساس ویژگی‌های ساختار اجتماعی و اقتصادی‌شان اشاره کرد و افزود: این پیچیدگی‌ها در ریخت‌شناسی و فناوری، شکار گروهی مستقیم، جمع‌آوری، لاشه‌خواری‌، همبستگی با محیط‌، مهار آتش،‌ بیان حروف صدادار‌، تدفین و مرگ آگاهانه و دفن مردگان به وضوح مشخص است.

او در بیان ویژگی‌های انسان دوره پارینه سنگی جدید در ایران یا انسان هوشمند نیز گفت: این انسان‌ها حدود 40 هزار سال پیش ظاهر شدند، این انسان‌های هوشمند نخستین‌بار در چه منطقه‌ای ظاهر شدند بحث‌های زیادی دارد. هرقدر ما از اروپا به سمت شرق حرکت می‌کنیم محوطه‌های مربوط به آن قدیمی‌ترند. در این محوطه‌ها ابزارهای دخت و دوز به دست آورده‌ایم چون بازه زمانی آنها یک بازه بسیار سرد بوده است. همینطور ابزارهای ترکیبی توسط آنها زیاد درست شده است.

برای نخستین‌بار هنر منقول برای ساخت پیکره‌ها و آویزه‌ها در دوره پارینه سنگی جدید به دست آمد. مانند غار لاسکو با قدمت 30 هزار تا 12 هزار سال پیش که به لحاظ ابزار سنگی و ترکیبی این انسان‌ها به پیشرفت رسیده‌اند، آنها دو نوآوری یعنی پرتاب نیزه و تیر و کمان که زمان ساخت آن به 17 هزار سال پیش برمی‌گردد، دارند.

حامد وحدتی نسب در پایان این سمینار و برای پاسخ به این پرسش که «کدام انسان در ایران ابتدا بوده است» گفت: با توجه به شواهد باستان شناختی‌، موقعیت جغرافیایی و شواهد انسان شناختی در پیرامون گستره جغرافیای ایران امروز،‌انسان راست قامت (کارگر)، از دوران پارینه سنگی قدیمی در ایران زندگی می‌کرده است اما با توجه به کمبودهای گاه نگاری در محوطه‌های باستانی ایران ارائه تاریخ دقیق این حضور امکان پذیرنیست

وی افزود: از سوی دیگربا توجه قرار گیری ایران در مسیر عبور ایران در دوره پارینه سنگی قدیم و همچنین شواهد به دست آمده از دمانیسی احتمال داده می شود انسان از حدوددو میلیون سال پیش در ایران زندگی می‌کرده است.

با این وجود وحدتی نسب تاکید کرد:مهم ترین مشکل باستان شناسی دردوره پارینه سنگی نبود بقایای این انسان‌ها چون کاری این دوره زمانی انجام نشده است برای همین نمی‌توانیم اظهار نظر خاصی داشته باشیم

او در پایان اظهار امیدواری کرد: تا چند سال دیگر بتوانیم خبری از کشف جمجه انسان مربوط به دوران پارینه سنگی در ایران داشته باشیم.

نخستین انسان در ایران که بود؟
» سرویس: فرهنگي و هنري - ميراث و صنايع دستي
کد خبر: 94060201311
دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۴ - ۱۵:۲۶
2d-inner-50.jpg

نخستین انسان در ایران که بود و چگونه کشف شد؟ آیا نسل امروز انسان‌ها از میمون‌ها بود؟ علم باستان‌شناسی چه قدر می‌تواند به این نوع از پرسش‌ها پاسخ دهد؟

به گزارش خبرنگار میراث فرهنگی ایسنا، بنیاد ایران شناسی ایران در سلسله سمینارهای باستان شناسی ایران (دیروز ‌، امروز، فردا) این‌بار «نخستین انسان در ایران» را مورد بررسی قرار داد.

در این همایش که صبح امروز (دوشنبه 2 شهریور) در مرکز بنیاد ایران شناسی با حضور رئیس این بنیاد «سید محمد خامنه‌ای» و تعدادی از باستان شناسان برگزار شد، توجه بیشتر به بحث باستان‌شناسی را از زمان بازدید رئیس این بنیاد از سایت «زن هفت هزار ساله» دانستند.

در این جلسه نخست میردامادی، معاون پژوهشی بنیاد ایران شناسی تاکید کرد: سیاست‌های بنیادین و برنامه‌های عملیاتی برای بخش‌های پژوهشی در این بنیاد برنامه‌ریزی شده‌اند کارگروه‌های علمی و پژوهشی نیز هر کدام به فراخوان فعالیت‌های خود نتایج کارهایشان را ارائه می‌دهند.

او در ادامه با بیان برخی خصوصیاتی که برای نخستین‌بار به انسان‌های ایرانی نسبت داده‌اند گفت: براساس آنچه اثبات شده، نخستین مردمانی که مصر را کشف کردند، نخستین کسانی که آتش را کشف کردند، کسانی که ذوب فلزات را آغاز کردند‌، کسانی که کشاورزی را برای کاشت و برداشت استفاده کردند، کسانی که سکه را ضرب کردند‌، کسانی که عطر را تولید کردند‌، کسانی که کشتی را ساختند، کسانی که حروف الفبا را ایجاد کردند، کسانی که شیشه و زغال سنگ را ایجاد کردند و به کُروی بودن زمین پی بردند و حتی عمل جراحی روی چشم انجام دادند و دندان مصنوعی استفاده کردند و منشور حقوق بشر را نوشتند ایرانی‌ها بودند.

وی اظهار کرد: از سوی دیگر موارد زیادی داریم که به ایرانی‌ها نسبت داده‌اند، اما هنوز نتوانسته‌ایم آنها را اثبات کنیم. به عنوان مثال ایرانی‌ها نخستی مردمانی بودند که پا به قاره آمریکا گذاشتند که آنها را داریوش و سپاهیانش می‌نامند. انسان چالشی در حوزه علم و دین است و نظریات مختلفی بیان می‌کند.

به گزارش ایسنا، حکمت‌الله ملاصالحی - باستان شناس - نیز در سخنانی کوتاه در این همایش اظهار کرد: هیچ دانش دانشمند و دوره‌ای نمی‌توان اثبات انسانیت ایرانی‌ها را رد کند، امروز تصویری از انسان بودن ماست که در دوره جدید به برکت انسان‌شناسی از آن درس گرفته‌ایم. ما را از نگاه ظرف آزاد می‌کند و به نگاه قرآنی حساس‌تر.

او افزود: اگر خودم طلبه باستان‌شناسی نبودم، شاید نگاه قرآن در این زمینه را درک نمی‌کردم؛ اما اکنون معتقدم هرچقدر نظام باستان شناسی را بشناسیم، دست‌مان برای عبور از جامعه و داشتن نگاهی دقیق‌تر و علمی‌تر بازتر است.

به گزارش ایسنا،‌ حامد وحدتی‌نسب، کارشناس ارشد باستان‌شناسی که دکترای انسان‌شناسی پیش از تاریخ را از دانشگاه آریزونا گرفته، در این سمینار بحث نخستین انسان‌ها در ایران را مورد بررسی قرار داد.

این عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با رتبه دانشیاری در ابتدای صحبت‌هایش به داستان تطور یا تکامل و برداشت‌های داروین و نگاه تطوری و نگاه مذهبی در غرب و شرق را مورد بررسی قرار داد. او نخست به برخی اظهارنظرها که به چارلز داروین، دانشمند برتر قرن نسبت داده‌اند که نسل انسان را از میمون می‌داند اشاره کرد و گفت: این یک تصور است. داروین هیچگاه چنین صحبتی را مطرح نکرد، مخالفانش بودند که برای تحقیرآن این بحث را در سطح جامعه پراکندند.

او توضیح داد: چارلز داروین دانشجوی پزشکی بود، به کلیسا می‌رفت و مطالعه می‌کرد که کشیش شود. چون از خانواده مرفهی بود و دغدغه مالی نداشت‌، هردو را رها کرد و به مدت سه سال ونیم به سفر پرداخت. او به آمریکای جنوبی رفت و انواع جانوران را به انگلیس برد و سال‌ها زمان خود را صرف مطالعه روی آنها کرد. وی در مطالعاتش به این نکته رسید که برخی از موجودات به یکدیگر شبیه‌ترند و برخی دیگر با یکدیگر تفاوت‌های زیادی دارند. در آن زمان هنوز علم نمی‌توانست این موضوعات را توضیح دهد. اما داروین توانست و علاوه‌بر این بحث، در خلال نوشته‌هایش نشان داد که به خالق هستی معتقد است. بنابراین داروین هرگز نگفت انسان از نسل میمون است، بلکه تاکید کرد همه موجودات با یکدیگر قرابت و جد مشترک دارند.

وحدتی نسب با بیان اینکه بین هفت تا هشت میلیون سال پیش موجوداتی زندگی می‌کردند که به مرور از آنها موجودات دیگری ایجاد شدند و در نهایت نسل‌شان به انسان مدرن کنونی رسید و رشد کرد تا امروز که ما هستیم گفت: زمانی که به عقب می‌رویم، هیچ جایی را نمی‌بینیم که میمون یا اورانگوتان در اجدادشان باشد.

او ادامه داد: روند پی بردن مکانیسم طبیعت که چرا موجودات به این شکل هستند براساس نظر داروین به کارهای پیشینیان خود برگشت داده شده است. چون دقیقا صحبتی که ابوریحان بیرونی در قرن چهارم درباره تطور موجودات مطرح می‌کند‌، عین به عین مشابه داروین است. او هزار سال بعد از داروین زندگی کرده است؛ در حالی که داروین نیز بیشترین کارها و اقداماتش را براساس صحبت‌های مارکز اسپنسر؛ دانشمند بداخلاقی که بسیار شایعه‌ است هیچ گاه یک کتاب هم نخوانده است‌، دارد. براساس این اعتقادات که بسیار شبیه یکدیگر هستند، موجودات را اگر رها کنید علاقه زیادی به ازدیاد دارند. زادگان هر نسل با والدین‌شان متفاوت هستند. و این تفاوت منجر به گونه گونه‌ای می‌شود. آنانی موفق‌ترند که با محیط سازگارتر هستند (تنازع برای بقا دارند)

وحدتی نسب در ادامه این سمینار ادامه داد: زمانی که داروین عقاید خود را مطرح می‌کند، در عصر روشنگری و ویکتوریایی زندگی می‌کرده است. با این وجود کیسا مقابل آن جبهه‌گیری می‌کند، چون پذیرفتن اینکه انسان مانند دیگر موجودات با آنها قرابت دارد به ویژه برای کلیسای مسیحیت بسیار سخت است. در واقع زمانی که داروین نظر خود را مطرح می‌کند، اسقف اعظم بریتانیا حتی سنِ کره زمین را براساس تعداد پیامبران بررسی کرده و آن را به صورت رسمی اعلام کرده بود. صحبتی که پس از آن هیچ‌کس جرات نکرد آن را رد کند؛ اما داروین با اثبات می‌توانست این کار را انجام دهد.

او در ادامه به داستان تطور در اسلام اشاره کرد و گفت: بحث خلقت انسان آسمان‌ها و زمین و تطور در اسلام متفاوت هستند. چون در این میان یک پرسش پیش می‌آید، چرا زمانی که گالیله بحث مرکز بودن و گرد بودن زمین را مطرح کرد، در اروپا جار و جنجال زیادی به پا شد؟ در حالی که در شرق کسی حتی در این زمینه صحبت نمی‌کرد. چون در آن زمان در قرن چهارم هجری هیچ‌کس تردید نداشت که زمین گرد است و ابوریحان بیرونی در آن زمان مشغول توضیح روی زمان طلوع و غروب خورشید بود.

او در ادامه درباره بحث پیدایش انسان از منظر علمای اسلام پرداخت و گفت: برخی علمای اسلامی تطور را به عنوان مکانیزمی که خداوند به موجودات اجازه وارد شدن به دنیا و در نهایت خارج شدن از آن را می‌دهد داده است.

به گزارش ایسنا‌، وحدتی نسب بار دیگر با تاکید بر اینکه جدایی اجداد انسان از اجداد میمون‌ها حدود هفت میلیون سال پیش رخ داده گفت: ما در آن زمان چیزی به نام انسان نداریم و برای آنها «انسان ریخت» می‌گوییم. از آن زمان بوده که براساس جهش ژنتیکی این نوع موجودات یعنی توانایی راه رفتن روی دو پا به مرور ظرفیت آنها برای تبدیل شدن به نسل مدرن انسان‌ها ایجاد می‌شود.

او که کارشناسی و کارشناسی ارشد خود را در گرایش علوم جانوری دانشگاه تهران گرفته است‌، سه سوال را در این زمینه مطرح کرد: نخستین بار کدام گونه یا گونه‌های انسانی در ایران ساکن شدند؟ سابقه حضور نخستین انسان در ایران چه زمانی بوده است؟ شواهد برای تایید این حضور چیست؟

او در ادامه با ارائه جدولی که حضور انسان‌ها را به پنج دوره تقسیم می‌کند‌، از دوره سوم یعنی پارینه سنگی جدید (عصر انسان هوشمند)،‌ معتقد است که انسان مدرن از آن زمان ایجاد می‌شود و بر این قضیه تاکید می‌کند که برخی از موجودات از گذشته تاکنون و از ابتدای پیدایش موجودات روی کره زمین به قضیه منقرض شدن انسان‌ها توجهی ندارند، در حالیکه تاکنون 98 درصد موجودات روی زمین منقرض شدند.

به گفته وحدتی نسب، در دوره پارینه سنگی قدیم چهار تیپ انسان مختلف زندگی می‌کرده است؛ انسان ماهر که فقط در آفریقا بوده‌، انسان کارگر که به اوراسیا نیز می‌رسد، انسان راست قامت که بیشتر در آسیای جنوب شرقی وجود دارد و انسان هایدلبرگ که از نظر ظاهری بیشتر شبیه انسان‌های امروزی است.

به گفته وی، نشانه‌های انسان‌های راست قامت را برای نخستین بار در جاوه اندونزی کشف می‌کنند، به همین دلیل به آنها "انسان جاوا" می‌گویند. این نسل از انسان‌ها در اندونزی توسط یک پزشک هلندی کشف شدند که شانس زیادی داشت، چون باستان شناسان امروزی معتقدند شانس بخش بزرگی از انسان شناسی و باستان شناسی است. کسانی هستند که سال‌ها در بخش‌های کویری و نقاط مختلف دنیا کاوش می‌کنند، اما چیزی به دست نمی‌آورند؛ اما این پزشک هلندی در یک سفر ناگهانی و با اجیر کردن تعدادی از کارگردان در کنار دریا اسکلت انسان جاوا را کشف می‌کنند، اما در آن زمان هیچ کدام از مسئولان و افراد حرف این پزشک را قبول نمی‌کنند، به طوریکه آخر عمرش خود پزشک نیز از نظر خود درباره انسان بودن نشانه‌های کشف شده برمی‌گردد که اسکلت‌های به دست آمده متعلق به انسان نیستند.

به گفته وی برقراری ارتباط ، شکار، تعرق‌، لاشه‌خواری‌، تبر دستی آشولی‌، تشخیص تغییر فصل‌، خروج از آفریقا‌ و کنترل آتش از ویژگی‌های این انسان است که انسان‌های دوره بعدی یعنی انسان کارگر این ویژگی‌ها را به یک مرحله جلوتر می‌رساند.

او با اشاره به ابزار «تبر دستی آشولی» که یک قلوه سنگ برای انجام چند کار متفاوت است می‌گوید: در دوره‌های بعدی باستان شناسان نمونه‌های دیگری از این ابزار را کشف می‌کنند که بزرگتر هستند و در دست جا نمی‌گیرند پس از بررسی‌های گوناگون به این نتیجه می‌رسیم که هیچ استفاده‌ای از آنها نشده است بلکه فقط برای فخر فروشی به دیگر انسان‌ها در آن دوره این وسیله ساخته شده است. در واقع این اقدام را می‌توان به نمونه‌ای از اقدام انسان‌های امروزی مقایسه کرد که استفاده از ماشین‌های مدل بالا در قرن بیست ویک را فقط به همین دلیل در دست دارند. به نظر می‌رسد از نظر چنین فکرهایی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. به مرور موی بدن خود را از دست می‌دهند، تعرق می‌کنند، دمای بدن بالای بدنش کم می‌شود؛ پس می‌توانند از آفریقا خارج شده و با سفر به نقاط دیگر ارتباط برقرار کنند.

او با اشاره به اینکه چه مدارکی از حضور این انسان‌های گذشته در ایران وجود دارد بیان می‌کند: در محوطه دمانیسی گرجستان زمانی که کلیسایی را کاوش می‌کردند، قدیمی‌ترین شواهد از حضور انسان در نزدیکی مرزهای ایران از یک میلیون و 750 هزار سال پیش به دست می‌آید، یعنی این نوع انسان‌ها در آن زمان در نزدیکی ایران ساکن بودند.

این باستان‌شناس در ادامه به ویژگی‌های انسان‌های دوره پارینه سنگی میانی اشاره می‌کند و گفت: در این دوره عصر انسان نئاندرتال است، بقایای فرهنگی این انسان در ایران به صورت دست افزارهای انسانی به جای مانده است. این نوع از انسان‌ها به مرور از نظر جسمانی مدرن می شوند، اما از نظر رفتاری نمی‌توانند. حتی آنها نمی‌توانند از کشور فلسطین جلوتر بروند و بین آفریقا و فلسطین ماندگارند.

او سپس به طرحی که از انسان‌های نئاندرتال در یک موزه وجود دارد که زندگی غارنشینی آنها را به نمایش می‌گذارد و بر اساس مطالعات باستان شناسان یک انسان معلول در 57 هزار سال پیش بین آنها زندگی می‌کند که به دلیل معلولیتش نمی‌میرد‌، اشاره کرد و افزود: در بیستون ایران نیز براساس کاوشی که در سال 1952 توسط یک باستان‌شناس خارجی انجام شد، بخشی از انسان نئاندرتال کشف شد در منطقه همیان لرستان نیز که قدیمی‌ترین تاریخ قطعی یک محوطه تاریخی در ایران را دارد آثاری از حدود 158 هزار سال پیش به دست آمده است.

به گفته وی، محوطه میرک در ایران نیز که یک محوطه روباز تاریخی است، از نظر دست‌افزارهای سنگی در دنیا مشهور است. در این محوطه میلیون‌ها قطعه وجود دارد که به نظر می‌رسد استادکاران ساخت قطعات و ابزارهای سنگی در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند.

وی همچنین به ویژگی‌های انسان های نئاندرتال در دوره پارینه سنگی میانی براساس ویژگی‌های ساختار اجتماعی و اقتصادی‌شان اشاره کرد و افزود: این پیچیدگی‌ها در ریخت‌شناسی و فناوری، شکار گروهی مستقیم، جمع‌آوری، لاشه‌خواری‌، همبستگی با محیط‌، مهار آتش،‌ بیان حروف صدادار‌، تدفین و مرگ آگاهانه و دفن مردگان به وضوح مشخص است.

او در بیان ویژگی‌های انسان دوره پارینه سنگی جدید در ایران یا انسان هوشمند نیز گفت: این انسان‌ها حدود 40 هزار سال پیش ظاهر شدند، این انسان‌های هوشمند نخستین‌بار در چه منطقه‌ای ظاهر شدند بحث‌های زیادی دارد. هرقدر ما از اروپا به سمت شرق حرکت می‌کنیم محوطه‌های مربوط به آن قدیمی‌ترند. در این محوطه‌ها ابزارهای دخت و دوز به دست آورده‌ایم چون بازه زمانی آنها یک بازه بسیار سرد بوده است. همینطور ابزارهای ترکیبی توسط آنها زیاد درست شده است.

برای نخستین‌بار هنر منقول برای ساخت پیکره‌ها و آویزه‌ها در دوره پارینه سنگی جدید به دست آمد. مانند غار لاسکو با قدمت 30 هزار تا 12 هزار سال پیش که به لحاظ ابزار سنگی و ترکیبی این انسان‌ها به پیشرفت رسیده‌اند، آنها دو نوآوری یعنی پرتاب نیزه و تیر و کمان که زمان ساخت آن به 17 هزار سال پیش برمی‌گردد، دارند.

حامد وحدتی نسب در پایان این سمینار و برای پاسخ به این پرسش که «کدام انسان در ایران ابتدا بوده است» گفت: با توجه به شواهد باستان شناختی‌، موقعیت جغرافیایی و شواهد انسان شناختی در پیرامون گستره جغرافیای ایران امروز،‌انسان راست قامت (کارگر)، از دوران پارینه سنگی قدیمی در ایران زندگی می‌کرده است اما با توجه به کمبودهای گاه نگاری در محوطه‌های باستانی ایران ارائه تاریخ دقیق این حضور امکان پذیرنیست

وی افزود: از سوی دیگربا توجه قرار گیری ایران در مسیر عبور ایران در دوره پارینه سنگی قدیم و همچنین شواهد به دست آمده از دمانیسی احتمال داده می شود انسان از حدوددو میلیون سال پیش در ایران زندگی می‌کرده است.

با این وجود وحدتی نسب تاکید کرد:مهم ترین مشکل باستان شناسی دردوره پارینه سنگی نبود بقایای این انسان‌ها چون کاری این دوره زمانی انجام نشده است برای همین نمی‌توانیم اظهار نظر خاصی داشته باشیم

او در پایان اظهار امیدواری کرد: تا چند سال دیگر بتوانیم خبری از کشف جمجه انسان مربوط به دوران پارینه سنگی در ایران داشته باشیم.

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور ۱۳۹۴ساعت 16:51 توسط حسن صمیمی |

 

بیانیه حمایتی بیش از 30 انجمن اسلامی دانشگاه های سراسر کشور از فرهنگیان

 بسمه تعالی
«حَقُّ سائِسِكَ بِالعِلمِ، التَّعظيمُ لَهُ و التَّوقيرُ لِمَجلِسِهِ و حُسنُ الاِستِماعِ إلَيهِ؛ ...
حق استاد تو اين است كه بزرگش دارى و محضرش را محترم شمارى و با دقّت به سخنانش گوش بسپارى. امام سجّاد(ع)
با خبر هستیم که معلمان و فرهنگیان این سرزمین با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند و در چند سال اخیر کارد چنان به استخوان شان رسیده‌است که با برگزاری سه تجمع اعتراضی (دهم اسفند سال گذشته، ‌۲۷اُم فروردین و ۱۷اُم اردیبهشت سال جاری) به روند نزولی سطح رفاهی خود و تبعیض میان معلمان و سایر کارمندان دولت، همچنین مطالبات مدنی مانند حق داشتن تشکل‌های صنفی و مستقل، آزادی معلمان دربند و ... واکنش نشان دادند.
بر کسی پوشیده نیست که این مشکلات مقوله‌ای ریشه‌دار بوده و مربوط به یک یا دو سال اخیر نیست. اگرچه با روی کار آمدن دولت جدید، فرهنگیان عزیز چشم امید بر تدبیر بستند و تلاش نمودند تا با برگزاری تجمعات و بیان مشکلات، صدای دردمند خود را به گوش متولیان امر برسانند اما آیا این اعتراضات دردی از انبوه تألمات این قشر کاست یا منجر به دستگیری و زندانی شدن تعدادی دیگر از تربیت‌کنندگان فرزندان این مرز و بوم شد؟ افزون بر این اگر مشکلات مالی نیاز به اعتباراتی فراتر از توان دولت دارند در راستای تکریم این قشر زحمتکش چه اقداماتی صورت گرفته‌ است؟
روی سخن ما با وزیر محترم آموزش و پرورش است؛ چراکه در این بین عملکرد ایشان بیشترین جای نقد را داشته است.


جناب وزیر !
1- آیا خبر دارید در فصل بهار به معلمان زندانی، سه تنِ دیگر افزوده شده‌است؟ این‌ها جزیی از معلمان نمونه این سرزمين هستند و تنها حقوق هم‌صنفی یان خود را مطالبه کرده‌اند. آیا تا کنون برای آزادی این عزیزان اقدامی کرده‌ايد؟ آیا از وضعیت زندگی خانواده‌های آن‌ها و مشکلات شان مطلع هستید؟ و آیا از احضار پی در پی فرهنگیان شهرستان‌ها توسط نهادهای امنیتی آگاه هستید؟
2- برخی از وزراء با ریاست قوه قضائیه جلسه اختصاصی دارند و از آنجا که رویکرد قهریِ این قوه با معلمان عدالت‌خواه بسیار شدید بوده و هست، آیا شما برنامه‌ای برای طرح این مسائل با ایشان در راستای دفاع از وزارتخاته خود داريد؟
3- انتصابات صورت‌گرفته توسط جنابعالی بسیار ناامیدکننده بوده‌است و در وزارتخانه آموزش و پرورش همچنان طبق روال سابق، نظر نماينده‌ها در عزل و نصب‌ها لحاظ می‌شود. همچنین انتصابات اخیر، نزدیک به جلسه استیضاح شما این احتمال را بسیار قوت بخشیده‌است که جنابعالی مدیران شهرستان‌ها را وجه‌المصالحه‌ای برای جلوگیری از استیضاح خود توسط نمایندگان اصولگرا قرار داده‌اید. چنان‌که نمایندگان اصولگرا و دلواپس در این مدت، به مهره‌چینی مدیران در ادارات کم دست نزده‌اند.
4- آیا سخنان خود را در روزهای اول وزارت به خاطر دارید؟ گفتید: «فرهنگ امنیتی را به امنیت فرهنگی تبدیل می‌کنم.» آیا برای این وعده خود برنامه‌ای به کار بسته یا دست‌کم تدوین کرده‌اید یا تنها شعاری بیش نبود ؟
5- رئیس محترم جمهور در تبلیغات انتخاباتی خود فرمودند که نگاه امنیتی به نهادهای مدنی و تشکل‌های غیردولتی را برمی‌دارند تا آن‌ها آزادانه فعالیت کنند؛ مصادیق فساد را نشان خواهند داد و برای رفع ایرادات، نواقص و مفاسد تلاش خواهند کرد.

جنابعالی در حوزه فعالیت تشکل‌های صنفی فرهنگیان و برای ایجاد امنیت فعالان آن چه اقداماتی انجام داده‌اید؟
6- تشکل‌های صنفی معلمان کشور که از اواخر دهه‌ی 70 و اوایل دهه‌ی 80 به صورت رسمی و قانونی فعالیت خود را آغاز کرده‌اند، در اثر رویکردهای غیرقانونی و ضدفرهنگیِ دولت قبل متحمل هزینه‌های فراوان شدند و آسیب جدی دیدند. دولت قبل متناسب با رویکردهای خود به هیچ‌یک از تشکل‌های صنفی فرهنگیان، اجازه برگزاری مجمع عمومی و انتخابات هیأت مدیره را نداد؛ آیا شما نیز در جایگاه وزیر دولت تدبیر و امید، سیاست‌های سرکوبگرانه‌ی دولت قبل را در این خصوص ادامه می‌دهید؛ یا وفق وعده جناب دکتر روحانی، در سومین سال فعالیت این دولت، شاهد صدور مجوز برای برگزاری مجمع عمومی خواهیم بود؟
 آیا از روند جذب، مصاحبه و وضعیت تحصیل دانشجو-معلم‌ها در دانشگاه‌های فرهنگیان مطلع هستید؟

آیا از وضعیت اسفبار -7 دانشگاه‌های فرهنگیان و نبود هیچ‌گونه مجالی برای فعالیت دانشجویی و اکتفا به فعالیت تشکل‌های فرمایشی (با تفکری خاص) اطلاع دارید؟

آیا تا کنون اقدامی در جهت باز نمودن فضای خفقان حاکم بر دانشگاه‌ها و تسهیل فعالیت تشکل‌های دانشجویی در پردیس‌های این دانشگاه‌ها نموده‌اید؟ آیا تا کنون اقدامی در جهت افزایش کیفیت آموزش و رفاه در این پردیس‌ها انجام داده‌اید؟
در پایان ضمن حمایت از تجمع‌های صنفی فرهنگیان جهت نیل به حقوق به‌حق خود، اعلام می‌کنیم که قویاً از دولت منتخب مردم حمایت کرده و انتقادهایمان تنها در جهت حذف رویه‌های نابخردانه‌ای است که در دولت پیش شاهد بودیم. امیدواریم که رویکرد جامع به آموزش و پرورش از یک نهاد مصرفی به نهادی تولیدی تغییر کند.


1- انجمن اسلامی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی تهران
2- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
3- انجمن اسلامی دانشجویان آزادی خواه دانشگاه شهید بهشتی
4- انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه دانشگاه صنعتی امیرکبیر
5- انجمن اميد دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شيراز
6- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی خواجه نصیر
7- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
8- انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
9- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
10- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان
11- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز
12- انجمن اسلامي دانشجويان دانشكاه صنعتي سهند تبريز
13- انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه
14- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی ارومیه
15- انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اروميه
16- انجمن اسلامی اعتدال دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم
17- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی قم
18- انجمن نسل نو دانشگاه قم
19- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام (ره) دانشگاه زنجان
20- انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه شهید چمران اهواز
21- تشکل اسلامي رويش دانشگاه صنعتي اراک
22- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی ساری
23- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان
24- مجمع اسلامی باهنر کرمان
25- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام(ره) دانشگاه سیستان و بلوچستان
26- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام خمینی (ره) علوم پزشکی زاهدان
27- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان
28- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر
29- انجمن اسلامي دانشگاه اشراق بجنورد
30- انجمن اسلامی خط امام دانشگاه علوم پزشکی یاسوج
31- انجمن فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه بیرجند

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد ۱۳۹۴ساعت 23:0 توسط حسن صمیمی |

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:46 توسط حسن صمیمی |

مدیر روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان لرستان با تایید ضرب و شتم دبیر ریاضی توسط یکی از اولیای دانش آموزان گفت: پدر این دانش آموز که مدیر یکی از بخش‌های دولتی بوده است هم اکنون از کار برکنار شده و در بازداشت به سر می‌برد.

علی قربانی، رئیس روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان لرستان در گفت و گو با خبرگزاری آنا با تایید ضرب و شتم مجید قراوند، دبیر ریاضی، توسط یکی از اولیای دانش آموزان در یکی از دبیرستان‌های کوهدشت لرستان اظهار کرد: دانش‌آموز مذکور در درس ضعیف بوده است و معلم درخواست کرده بود پدر وی به مدرسه مراجعه کند تا در جریان وضعیت فرزندش قرار گیرد.

وی افزود: پدر وقتی به مدرسه آمده ابتدا فرزندش و سپس معلم مذکور را مورد ضرب و شتم قرار داده است اما خبر به کما رفتن معلم صحت ندارد.

قربانی تصریح کرد: پدر این دانش آموز که مدیر یکی از بخش‌های دولتی بوده است هم اکنون از کار برکنار شده و در بازداشت به سر می‌برد.

مدیر روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش استان لرستان بیان کرد: دستورالعمل حمایت از معلم‌ها باید از سوی وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:36 توسط حسن صمیمی |

تجمع سراسری معلمان در کشور + عکس

عصر ایران:  در تعدادی از این پلاکاردها به سخنان مقام رهبری در ستایش معلمان اشاره شده بود. همچنین در سایر پارچه نوشته‌های شعارهایی مانند «همه جامعه به معلمان مدیون‌اند»، «سکوتم از رضایت نیست»، «ما از فرق می نالیم، نه از فقر» ،«معلم فرهنگ ساز جامعه را دریابید» و... به چشم می‌خورد.

ایلنا نوشت: شمار زیادی از معلمان در تهران و دیگر شهرهای ایران روز یکشنبه تجمعات اعتراض آمیزی را به صورت مسالمت آمیز برگزار کردند.

این تجمع ها در تهران در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی و در مراکز استان و دیگر شهرها نیز در مقابل سازمان ها و ادارات آموزش و پرورش برگزار شد. این تجمع ها با عنوان "سکوت" به صورت مسالمت آمیز و آرام برگزار شدند.

شمار زیادی از شرکت کنندگان در این تجمعات تصاویری از رهبری و دست نوشته هایی را با محتوای سخنان ایشان در دست داشتند.

سازماندهی و برگزاری این تجمع های اعتراض آمیز و مسالمت آمیز را کانون صنفی معلمان ایران برعهده داشت.

 تجمع اعتراضی معلمان در نقاط مختلف کشور ظهر روز یکشنبه در حالی خاتمه یافت که تجمع معلمان در تهران از ساعت 14 یکشنبه آغاز شد. در تجمع تهران 2 هزار معلم در مقابل ساختمان مجلس حاضر بودند.

به دلیل حضور معلمان در تجمعات سراسری امروز برخی مدارس در شهرهای محل تجمع به حالت نیمه تعطیل درآمدند و مدیران مدارس و کادر اداری وظیفه اداره مدرسه را به عهده گرفتند.

تجمع معلمان در تهران در ساعت 15 و 40 دقیقه با همخوانی قطعنامه پایانی خاتمه یافت.

با وجود تجمع توام با سکوت معلمان، در تجمع معلمان پارچه‌نوشته‌هایی را حمل می‌کردند. در تعدادی از این پلاکاردها به سخنان مقام رهبری در ستایش معلمان اشاره شده بود. همچنین در سایر پارچه نوشته‌های شعارهایی مانند «همه جامعه به معلمان مدیون‌اند»، «سکوتم از رضایت نیست»، «ما از فرق می نالیم، نه از فقر» ،«معلم فرهنگ ساز جامعه را دریابید»، «معلم بیدار است، از تبعیض بیزار است»، «بر روی تخته‌های خود بنویسید یک با یک برابر نیست»، «معلمان خواستار تاثیرگذاری تشکل‌های صنفی بر تصمیمات آموزش و پرورش هستند» و...  به چشم می‌خورد.

براساس خبرهای منتشر شده، مهمترین مطالبات معلمان در اعتراضات سراسری روز یکشنبه به نقل بیانیه پایانی این تجمع ها که از سوی کانون صنفی معلمان ایران (تهران) منتشر شده به این شرح است:

- ما خواهان محو تمرکزگرایی شدید حاکم بر آموزش و پرورش، محوریت بخشیدن به بخش آموزش و دخالت دادن موثر و سازمان یافته ی بدنه ی آموزشی کشور به ویژه معلمان در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی ها هستیم.

- ما معتقدیم به رغم شرایط دشوار اقتصادی کنونی در کشور، با جابجایی در برخی ردیف های بودجه، با حذف یا کاهش ردیف های بودجه ای که ظاهراً صرف امور فرهنگی در سازمان ها، نهادها و ارگان هایی می شود که مسئولیت مستقیم در امور آموزش و فرهنگی ندارند؛ و افزودن آن به بودجه آموزش و پرورش، می توان بودجه آموزش و پرورش را در یک بازه ی زمانی دوساله افزایش صد در صدی داد و بسیاری از مشکلات و کمبودهای آن از جمله کسری بودجه مزمن رااز بین برد.

- با تأکید بر این باور قانونی که بهداشت و آموزش با کیفیت جزو ابتدایی ترین حقوق شهروندی است؛ خواهان رویکردی متفاوت با گذشته نسبت به ردیف های بودجه از جانب نمایندگان مجلس هستیم. تا همانند بخش سلامت و بهداشت که برای سال آینده بودجه ی آن به درستی افزایش 70 درصدی داشته است، بودجه آموزش نیز تغییرات اساسی نماید. افزایش 22 درصدی بودجه آموزش و پرورش در لایحه بودجه سال 94 حتی کسری بودجه ی پنج هزار میلیاردی سال جاری این وزارت خانه را برطرف نمی کند.در صورت تصویب این میزان افزایش، سال آینده اوضاع مالی این وزارتخانه بدتر از سال جاری خواهد بود و معلمان با حقوق پایین تر از خط فقر باز هم برای حق التدریس اندک خود باید ماه ها منتظر بمانند تا این دستمزد ناچیز را به صورت قطره چکانی آن هم مطابق سلیقه وزارتخانه و ادارات آموزش و پرورش دریافت نمایند.

 - ما خواهان افزایش دست کم 30 درصدی حقوق و فوق العاده شغل معلمان برای هرسال طی 4 سال آینده می باشیم تا بخشی از تبعیضی که میان آن ها باسایر کارکنان دولت وجود دارد برطرف گردد. در حالی که بار اصلی فعالیت آموزشی بر دوش معلمان و سایر کارکنان مدارس است، امتیاز فوق العاده شغل یک معلم با مدرک کارشناسی ارشد 800 می باشد در حالی که همین امتیاز برای کارمندان دولت با مدرک کارشناسی 1500 و با مدرک کارشناسی ارشد 2000 است. ما این تبعیض آشکار را محکوم نموده و خواهان رفع سریع آن به نفع معلمان یعنی گردانندگان اصلی آموزش و پرورش هستیم.

- در حالی که در احکام سایر کارکنان دولت وجود ردیف هایی مانند حق ایاب و ذهاب، حق مسکن،هزینه یا فیش غذا و وجود ردیفی به نام «سایر» که خود داستانی جداگانه دارد، سال هاست امری بدیهی و به رسمیت شناخته شده محسوب می شود؛ این ردیف ها در فیش حقوق معلمان همچنان مفقودند و یا چنان ناچیز که بیشتر به تمسخر و تحقیر آنان شبیه است. اضافه شدن ردیف هایی مانند حق مسکن، ایاب و ذهاب و ... در حکم های حقوقی معلمان امری ضروری و حقی طبیعی است و باید با رقم های واقع بینانه به آنان پرداخت شود. بر این موارد بیفزاییم ناکارآمدی شدید انواع بیمه ی معلمان به ویژه بیمه تکمیلی را که جز در سال اول هرگز رضایت خاطر و آرامش آنان را فراهم ننموده است.

- ما خواهان استانداردسازی کلاس های درس حداقل از نظر تعداد دانش آموزان هستیم (حداکثر 25 نفر در هر کلاس). در حالی که برخی مسئولان وزارت آموزش وپرورش با اعلام میانگین های آماری نادرست از وجود نیروها ی مازاد سخن می گویند، دست کم در تهران و در تمامی مقاطع شاهد کلاس های 30 نفر به بالا تا بیش از 40 نفر هستیم. در چنین شرایطی گذشته از کاهش شدید کیفیت آموزش در چنین کلاس هایی، شاهد تنش های فراوانی میان معلمان و دانش آموزان می باشیم که جلوه های حادتر و تأسف بارتر آن را در صفحه ی حوادث روزنامه ها شاهد بوده ایم. وجود نگاهی صرفاً هزینه ای به آموزش و پرورش چنین فجایعی را به دنبال داشته است.

- در حالی که بسیاری از معلمان در پایان 30 سال خدمت خود حکم عالی را دریافت می نمایند سازمان بازنشستگی این رتبه را از معلمان نپذیرفته و با کسر دو رتبه، آن ها را و با کاهش حقوق گاه تا بیش از دویست هزارتومان در هنگام بازنشستگی مواجه می نماید. تحمیل چنین شرایط ناعادلانه ای به معلمان در آغاز دوران بازنشستگی ستمی است مضاعف که از سال 88 تاکنون ادامه دارد. ما خواهان تأمین اعتبار کافی برای رفع این شرایط ناعادلانه و پرداخت مابه التفاوت آن به صورت یک جا به معلمان ذیحق از سال 88 تا کنون هستیم.

 

تهران

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

 


قزوین

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

 


مریوان

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

تجمع سراسری معلمان با مطالبه بهبود وضعیت معیشتی (+عکس)

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:40 توسط حسن صمیمی |

معلمان مشهد : مجددا" تحصن خواهیم کرد

اعتصاب سراسری معلمان ایران در حالی برگزار شد که بسیاری از گروههای منتسب به معلمان که به زعم کانون صنفی معلمان ایران صرفا در پی تحقق خواسته های خود هستند نیز شرکت داشتند .

در صبح روز یک شنبه 10 اسفند 93 و قبل از شروع تجمع ، کسانی که از جلو اداره کل آموزش و پرورش خراسان رضوی رد می شدند با پلاکاردهائی یک دست و یک رنگ برخورد می کردند که شعارهای درج شده در آن هیچ سنخیتی با خواسته های معلمان نداشت و نشان دخالت دست های دولتی داشت .

معلمان شهر مشهد در ابتدای ورود خود در برخورد با این پلاکاردها نسبت به نصب آن معترض و اقدام به پاره کردن آن نمودند که با برخورد اعضاء پارلمان فرهنگیان مشهد و سازمان معلمان مواجه شده و قبل از درگیری با تیز هوشی اعضاء کانون صنفی که در محل حضور داشتند پلاکاردهای دیگری نصب شد . سازمان معلمان از جمله مخالفان برگزاری تجمع اعتراضی بوده و پارلمان فرهنگیان شهر مشهد که کنگره آن با تصدی گری مدیرکل آموزش و پرورش خراسان در چند ماه پیش برگزار شد با مخالفت شدید فرهنگیان حاضر در کنگره مواجه گردید و کلیه گروههای حاضر در اعتراض به دولتی بودن آن انتخابات آن را انتصابی دانسته و تحریم کردند .

قابل ذکر است قبل از تجمع  معلمان ، نیروهای امنیتی و حراستی با فیلمبرداری از پشت بام اداره کل نسبت به رصد روند اعتراض اقدام می کردند که معلمان با سکوت و نشان دادن انگشتان به معنان پیروزی ، عدم ترس خود از اقدام آنان را اعلام داشتند .

با انبوه شدن جمعیت معاون مدیر کل و رئیس ناحیه یک آموزش و پرورش با همراهی نیروهای حراست و تنی چند از اعضاء پارلمان و سازمان معلمان به قصد جلوگیری از انعکاس این تحصن که بالغ بر 1000 نفر در آن شرکت داشتند و باعث ترافیک شدید در خیابانهای اطراف شده بود ، با دعوت فرهنگیان متحصن به داخل حیاط اداره کل با مخالفت شدید آنان روبرو شده و خواستار حضور مدیرکل جهت ادای توضیح شدند.

در پی عدم حضور حسینی مدیر کل آموزش و پرورش خراسان رضوی در بین تجمع کنندگان تعدادی ازمعلمان به داخل حیاط رفته و با طرح خواسته های فرهنگیان با برخورد خنثی و غیر محترمانه مدیرکل مواجه گردیدند . در پایان این تحصن معلمان اعلام داشتند که در صورت عدم توجه دولت به خواسته های آنان در خصوص تبعیض بین آموزش و پرورش و دیگر وزارت خانه ها به صورت گسترده تری به تحصن ادامه خواهند داد .

گفتنی است آقای جواد لعل محمدی از فعالین سیاسی و صنفی معلمان نیم ساعت پس از  ورود توسط دو تن از نیروهای امنیتی از محل تجمع به جای دیگری منتقل و در ساعت 5 بعداز ظهر و در پی اتمام تحصن آزاد گردید .

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:35 توسط حسن صمیمی |

محمد باقر نوبخت معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی در قالب دستور‌العمل فوق‌العاده خاص، افزایش حقوق کارکنان بانک‌های دولتی را با امضای تمام مدیران بانک‌های دولتی با 400 تا 860هزار تومان افزایش ابلاغ کرد.

در این رابطه بیشتر بخوانید: http://www.tabnak.ir/fa/news/480046/%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%AA%D8%A7-860-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9%E2%80%8C © www.tabnak.ir
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:31 توسط حسن صمیمی |

اعتراض معلمان به افزایش حقوق « کارمندتر »‌ها !

 lazinesssp2انتقاد معلمان از وضعیت معیشتی‌شان حکایت امروز و دیروز نیست، اما اقدام اخیر دولت در افزایش حقوق کارکنان ستادی موجب اعتراض شدید معلمان شده است.

اين موضوع در دست‌نوشته‌هاي معلماني كه عصر يكشنبه مقابل مجلس تجمع كرده بودند به خوبي پيدا بود: «از فرق مي‌ناليم، نه از فقر/ معلم بيدار است، از تبعيض بيزار است.» پيش از اين تجمع نيز معلمان در برخي شهرها به طرق مختلف اعتراض خود را به آنچه تبعيض ميان خود و ساير كاركنان دولت مي‌خوانند اعلام كرده‌اند.حتي در مواردي برخي مدارس تعطيل شده‌اند و گروهي از معلمان نيز شكايت به ديوان عدالت اداري برده‌اند.در همين حال رئيس كميته آموزش‌ و پرورش مجلس نيز اعلام كرده خواسته معلمان رفع تبعيض ميان آنها و كاركنان ساير وزارتخانه‌هاست.‌

  • ماجرا چيست؟

دولت 2هفته پيش اعلام كرد 35درصد به فوق‌العاده شغل كاركنان ستادي دستگاه‌هاي دولتي اضافه مي‌شود، از طرفي شنيده شده برخي وزارتخانه‌ها تا50درصد به حقوق كاركنان خود افزوده‌اند و اين همه در حالي است كه سال آينده حقوق فرهنگيان 14درصد افزايش خواهد يافت.آن طور كه جبار كوچكي‌نژاد، عضو كميسيون آموزش مجلس گفته امسال افزايش حقوق كارمندان 14درصد درنظر گرفته شده و اين در حالي است كه براساس قانون خدمات كشوري بايد به نرخ تورم، حقوق كارمندان افزايش يابد.نماينده مردم رشت در مجلس با بيان اينكه بخشنامه دولت در اختصاص 35درصدي فوق‌العاده شغل به دستگاه‌هاي ستادي وزارتخانه‌ها امري غيرمعمول است، مي‌گويد:دستگاه‌هاي ستادي در پايتخت يا برخي مراكز استان‌ها و دستگاه‌هاي صف در روستاها و شهرهاي كوچك مستقر هستند، كارمندان پايتخت يا مراكز استان‌ها درآمد بيشتري داشته و پاداش و اضافه‌كار دريافت مي‌كنند در حالي كه كارمندان روستاها و شهرهاي كوچك از آن محروم هستند.

  • رفع تبعيض

درحالي‌كه معلمان اين رفتار دولت را تبعيض مي‌دانند و به آن اعتراض دارند، رئيس كميته آموزش‌ و پرورش مجلس هم كه خود از معلمان شهرستان رزن است، بزرگ‌ترين درخواست معلمان را رفع تبعيض ميان فرهنگيان و كاركنان ساير وزارتخانه‌ها اعلام مي‌كند.عطاءالله سلطاني‌صبور مي‌گويد: معلمان مي‌گويند با تورم موجود و افزايش هزينه‌هاي زندگي نمي‌توان با حقوق معلمي هزينه‌هاي زندگي را تأمين كرد.آنها خواستار اجراي كامل نظام حقوق هماهنگ كاركنان دولت، پرداخت حق‌التدريس‌ها و مطالبات معوق هستند.

  • خواسته معلمان

يكي از معلمان كه در تجمع مقابل مجلس حضور داشت به همشهري مي‌گويد:«اگر دولت بودجه ندارد چرا بايد بين كاركنان ستادي و صف تبعيض قائل شود؟كار اصلي را معلمان در مدارس انجام مي‌دهند نه آنهايي كه در ستاد حضور دارند. البته نمي‌خواهم نقش همكاران ستادي را ناديده بگيرم ولي در عين حال تحمل تبعيض براي ما مشكل است.» يكي از فرهنگيان بازنشسته نيز اين طور درددل مي‌كند:«معوقات ما هنوز پرداخت نشده، از طرفي با وجود وعده مسئولان صندوق بازنشستگي كشوري و وزارت آموزش و پرورش مبني بر اعلام موافقت سازمان برنامه و بودجه با صدور احكام ارتقاي معلمان بازنشسته از خبره به عالي، هنوز اين كار انجام نشده و در حد وعده باقي مانده است. بارها اين موضوع را به مسئولان آموزش و پرورش، نهاد رياست‌جمهوري و نمايندگان مجلس منعكس كرده‌ايم ولي تأثيري نداشته‌است.»

  • برخي مطالبات معلمان

رفع تمركزگرايي شديد حاكم بر آموزش و پرورش، محوريت بخشيدن به بخش آموزش و دخالت دادن مؤثر و سازمان‌يافته بدنه آموزشي كشور به‌ويژه معلمان در تصميم‌گيري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها، رفع تبعيض، حقوق و مزايا، افزايش دست‌كم30درصدي حقوق و استانداردسازي كلاس‌ها از نظر تعداد دانش‌آموزان و... مهم‌ترين خواسته‌هاي معلمان است. با وجود اين مطالبات و تجمع اخيرمعلمان، عده‌اي از آنها اميدوارند طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش كه به‌علت پادرمياني هيأت رئيسه مجلس تا‌كنون مسكوت مانده با توجه به تجمعات صنفي معلمان در كشور زودتر از پيش‌بيني‌ها كليد بخورد.

همشهری آنلاین

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 10:23 توسط حسن صمیمی |

بسمه تعالی

نامه ی سرگشاده ی جمعی از معلمین سبزوار به رئیس جمهور

رئیس جمهور محترم!

با تشکر از حضرت عالی جهت اجرای طرح نظام سلامت و تبریک به جامعه ی زحمتکش پرستاران عزیز، به خاطر اجرای قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری، و تشکر از این که مقوله ی سلامت جسمانی مردم در اولویت برنامه های دولت قرار گرفته است. شکی نیست سلامت روحی و روانی جامعه نیز از جایگاه بالایی برخورداراست. چرا که به اعتراف اکثر پزشکان؛ مشکلات روحی و عصبی؛ ریشه ی بسیاری از بیماریهاست. همه واقفیم جامعه ی معلمان و خانواده هایشان و نیز جمعیت دوازده ونیم میلیونی دانش آموزان (بدون احتساب خانواده هایشان) بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل می دهند و عدم آرامش روحی معلمان چه لطمه ای به پرورش نسل آینده کشور می زند. لذا توجه به دغدغه های معلمین می تواند در تأمین این مقوله مؤثر واقع شود.

متن زیر بخشی از خواسته ها و سؤالات و درد دل های اکثریت معلمین کشور می باشد که با زبانی ساده و به دور از تعارفات و ملاحظات مرسوم آمده است قبلاً بابت آن عذر خواهیم.

جناب رئیس جمهور!

امروزه اداره ی زندگی و تأمین هزینه های کمر شکن آن برای اکثر معلمین شاغل و بازنشسته غیر ممکن شده و اکثریت آن ها خسته از بی عدالتی و تبعیض و شرمنده ی همسر و فرزندان خود می باشند.

رئیس جمهور محترم

خود می دانید زمانی که قیمت دلار از ۱۲۰۰تومان به ۳۵۰۰تومان و تورم هم به ۴۵درصد رسید، قدرت خرید ما معلمین نصف و حتی به یک سوم کاهش یافت و هزینه های زندگی سرسام آور شد.

هزینه هایی که بنا بر اعلام اخیر بانک مرکزی در یک خانواده ی تهرانی ۳۵میلیون ریال و یک خانواده ی شهرستانی ۲۵میلیون ریال برآورد شده است.

جناب رئیس جمهور!

چند ماه قبل، لایحه ی نظام رتبه بندی معلمان به دلیل بار مالی در مجلس تصویب نشد اما اخیراً قانون تعرفه گذاری خدمات پرستاری اجرا شد که به موجب آن حداقل حقوق پرستاران بدون احتساب کارانه و حق شیفت و پاداش و مزایای دیگر یک هیجده میلیون ریال تعیین و حکم آن ها از اول آبان۹۳ اجرایی شده است همچنین کارانه ی ماهیانه آن ها از ۲میلیون ریال به ۴میلیون ریال افزایش یافت.

حال از حضرت عالی این سؤال را داریم که چطور می شود این طرح با وجود پرسنل زیاد پرستاران عزیز بار مالی آن تأمین شد؟ چرا این طرح احتیاج به مجوز مجلس نداشت، اما طرح رتبه بندی معلمان دارد؟

آقای رئیس جمهور!

یک معلم؛ نه کارانه ی ماهیانه دارد نه اضافه کار، نه حق مسکن دارد و نه حق ایاب و ذهاب، نه حق مأموریت دارد و نه حق شیفت، نه بن خرید کالا دارد و نه کمک های غیر نقدی ماهیانه، نه پاداش آخر سال دارد و نه مانند شرکت های دولتی پاداش بستن حساب ها، نه مانند کارکنان زحمتکش بانک ها، وام های چند ده میلیونی با درصدهای پایین جهت خرید خودرو و آپارتمان دارد که در آخر خدمت هم تمام آن وام ها بخشیده شوند و در هنگام بازنشستگی صاحب چندین واحد آپارتمان و خودرو شود،

نه مؤسسات مالی و اعتباری همانند قوامین و حکمت ایرانیان و میزان که وام های متعدد با درصدهای پایین به پرسنل خود بدهند.

آقای رئیس جمهور!

ما معلمین فقط و فقط یک حقوق ثابت ماهیانه داریم که حداقل ۳میلیون ریال آن بابت انواع و اقسام بیمه های درمانی، تکمیلی، عمر و خودرو، بازنشستگی و مالیات، کسر می شود و البته یک عیدی ۵میلیون ریالی که به همه ی کارکنان پرداخت می شود و همچنین یک پوشه پر از تقدیر نامه های کاغذی مسؤولین، فرمانداران، استانداران و نمایندگان مجلس که در روز معلم اهدا می شود.

جناب رئیس جمهور!

مگر بین یک فوق لیسانس یا دکترای تخصصی در آموزش و پرورش با همنام خود در وزارت علوم چه تفاوتی است که میانگین حقوق این عزیزان در آموزش و پرورش ۱۵تا۲۰میلیون ریال با ۲۴ساعت موظف در هفته می باشد اما در آموزش عالی ۴۰ تا یکصد میلیون ریال با ۱۲ساعت موظف در هفته می باشد؟!

مگر تعطیلات ۳ماهه ی تابستان شامل اساتید محترم و زحمتکش دانشگاه نمی شود؟ مگر غیر از این است که در دانشگاه به دلیل داشتن دانشجویان شهرستانی چند هفته از اول ترم و چند هفته قبل از امتحانات و چند هفته قبل از عید و چند هفته بعد از عید کلاس ها تعطیل است؟

آقای رئیس جمهور!

دولتمردان گذشته و نمایندگان قبلی و فعلی مجلس معتقدند آموزش و پرورش مصرف کننده است و منبع درآمدی ندارد و یا این که پرسنل آموزش و پرورش بسیار زیاد است حال ما این سؤال را داریم مگر وزارت علوم مصرف کننده نیست؟

مگر تعداد پرسنل نیروهای محترم نظامی و انتظامی و پرستاران و… کمتر از تعداد کل معلمین است؟

چرا همیشه آموزش و پرورش با کسری بودجه میلیاردی مواجه است؟

چرا یک بار در این ۳۰سال اخیر، در جراید و اخبار و رسانه ها و سایت های خبری از کسری بودجه وزارتخانه های دیگر دیده یا شنیده نشده است؟!

جناب رئیس جمهور!

چرا پاداش آخر خدمت یک بازنشسته ی فرهنگی باید یک دوم یا یک سوم دیگر کارکنان دولت باشد که آن هم به صورت قسطی طی چند سال به حساب آنان واریز شود که با احتساب تورم سال های اخیر ارزش آن به مرور زمان نصف شود اما پاداش دیگر کارکنان دولت به صورت یک جا به حساب آن ها واریز شود و با این پاداش می توانند در شهرستان ها یک آپارتمان تهیه کنند و یا برای دوران بازنشستگی شغلی دست و پا کنند.

جناب رئیس جمهور!

ما معلمین؛ فراموش شده ایم نه فقط در دولت شما که در دولت های قبلی هم و ضع به همین منوال بوده است تا کی چشم و گوش خود را در برابر این همه تبعیض ببندیم؟ کارد به استخوان ما رسیده است. صورتی برایمان نمانده که بخواهیم آن را با سیلی سرخ نگه داریم. اگر سمعکی از جنس انصاف باشد صدای له شدن و خرد شدن استخوان هایمان زیر چرخ هزینه های زندگی به گوش می رسد.

در پایان، جناب رییس جمهور، ما فقط خواهان رفع تبعیض بین کارکنان تحت امرتان هستیم و نیز خواستار اجرای سریع تر طرح رتبه بندی معلمان قبل از پایان سال و اعمال آن در حکم سال جاری هستیم. البته نه طرحی مانند طرح نظام هماهنگ پرداخت حقوق، که حقوق معلمان را با خودشان هماهنگ کرد و همچنین بیشتر دستگاه های دولتی خودرا از آن مستثنی کردند، و آن هایی که نتوانستند، فیش های مخفی برای پرسنل خود صادر کردند و نیز نه آن طرحی که معلمان برای رسیدن به مزایای آن، از هفت خوان رستم بگذرند، یا به جان یک دیگر بیفتند.

با تشکر

جمعی از معلمین سبزوار

برین به این آدرس واعلام حمایت کنید

http://sabzevarnegar.com/%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%DA%AF%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D8%B2%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A8/

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 20:48 توسط حسن صمیمی |

فرخنده قربانی مقدم ، دبیر آموزش و پرورش :

باز هم حکایت ... " ما معلمین،زیاد هستیم ولی زیادی نیستیم " ! 

همیشه وقتی به آخر سال نزدیک می شویم ،بحث اضافه حقوق و پاداش و عیدی آخرسال ،درمیان قانون گذاران مجلس نشین و وزرا داغ می شود ،و همزمان داغ دل حقوق بگیرانی که پشتوانه ای جز همین درآمد را ندارند تازه می شود ؛ البته درمیان حقوق بگیران عزیز، وضع معلمان ازهمه تماشایی تراست. این معلم فرهیخته، هم از درباید بخورد و هم از دیوار. از آن طرف هندوانه های چندین کیلویی زیر بغلش می گذارند که توگل سر سبد اجتماعی، و کل کشور زیر بال و پر تو رشد می کند،حیف است حرف از کمی حقوق بزنی، غافل از اینکه با هیچ کدام ازاین تعریف و تمجیدهای ظاهری،حتی در بقالی سر کوچه،یک پفک هم به معلم نمی دهند،و از طرف دیگر هزینه های کمرشکن زندگی، روح و جسم این انسان شریف را به هم می ریزد. اگر بخواهیم حقوق معلم را در اینجا،که به اعتقاد ما یک کشور فرهنگی هستیم و معتقدیم فرهنگ حتی بر اقتصاد هم اولویت دارد و صد البته فرهنگیان هم جلودار این قافله هستند،با معلم یک کشوری که به زعم ما،دارای فرهنگ مبتذل است ،مانند آلمان مقایسه کنیم ،انگشت به دهان می مانیم ،چراکه در آن کفرستان! معلم به اندازه یک وزیرحقوق می گیرد و به طور مثال اگر یک زن و شوهری که یکی مهندس و دیگری معلم است بخواهند از هم جدا شوند ،همسری که معلم است،به دلیل حقوق بالا،باید ماهانه ،حدود دو میلیون تومان به طرف مقابل پرداخت کند! بله آنجا هم گرانی هست، ولی این نسبت به پول ماست، و آنها قدرت خرید همه چیز را دارند، آقایان ! ما اصلا نمی خواهیم کالایی را ارزان کنید،ما می خواهیم قدرت خرید داشته باشیم ،همان طور که خودتان قدرت خرید،مسافرت،درمان و هر چیزی راکه اراده کنید دارید. موضوع وقتی هیجان انگیز تر می شود که بخواهیم حقوق معلمان را با کارمندان خودمان در کشور مقایسه کنیم.علاوه برحقوق بالاتر مزایا و بن های کمکی چندصد تومانی،مهمان سراهای به نوعی رایگان با تمامی امکانات، در مقایسه با خانه های معلم که علاوه برهزینه داشتن هیچ امکاناتی ندارندو...البته در همین دولت تدبیر و امید هم به حقوق کارکنان قضایی کشور50 درصد اضافه شده است ولی آقای روحانی هم ،معلم را نادیده گرفته است. حتی بازنشستگان سایر ادارات نیز،ارج و قرب بیشتری دارند و پس از بازنشستگی نیز یک سری مزایا به آنان تعلق می گیرد و بیشتر مواقع هم دعوت به کار می شوند،در حالی که بازنشستگان آموزش و پرورش ،جز فراموش شده ترین این قشرند و صدایشان هم به جایی نمی رسد. در زیر جدولی هست که حقوق معلم ،در چند کشور مقایسه شده است: paymenttable و ازآن اسف بارتر،مقایسه حقوق معلمان ،با خود کادر اداری آموزش وپرورش،یعنی حوزه ستادی است. یک فعال صنفی معلمان از تبعیض میان معلمان مدارس و نیروهای ستادی آموزش و پرورش انتقاد کرد «مهدی بهلولی» در این باره به ایلنا گفت: از گذشته میان حقوق و مزایای معلمان مدارس و نیروهای ستادی (پرسنل وزارت آموزش و پرورش و ادارت و سازمان های وابسته به آن)، اختلاف فراوانی وجود داشته است. وی با بیان اینکه نیروهای ستادی بین ۲/۵ الی ۳ برابر بیشتر از معلمان مدرسه حقوق دریافت می‌کنند، تاکید کرد که این تبعیض فقط به حقوق محدود نمی‌شود. این فعال صنفی معلمان افزود: وزارت آموزش و پرورش اعلام کرده بود در ماه رمضان 92 نزدیک به ۱۵۰ هزار تومان کالا در اختیار معلمان مدارس قرار می‌دهد اما نه تنها به وعده‌اش عمل نکرد بلکه ۴۰۰ هزار تومان وجه نقد به حساب نیروهای ستادی‌اش واریز کرد. وی با قیاس دفترچه تعاونی معلمان مدارس و نیروهای ستادی، بیان کرد: دفترچه تعاونی معلمان مدارس بی‌ارزش است و از حدود ۵ سال پیش تاکنون، خدماتی به آن‌ها ارائه نمی‌دهد، اما دفترچه تعاونی نیروهای ستادی شامل بن‌های روغن، مواد شوینده، برنج و... است که به ارتقای معیشت آن‌ها کمک می‌کند. بهلولی در ادامه گفت: در حالی که به نیروهای ستادی به مناسبت‌های مختلف سکه اهدا می‌شود، حق اضافه کاری معلمان در ماه‌های اردیبهشت، خرداد، مهر و آبان هنوز پرداخت نشده است. این فعال صنفی معلمان تصریح کرد: آنچه ذکرش رفت بیان تبعیض میان دو گروه از فرهنگیان بود در حالی که اگر وضعیت معلمان و کارمندان سایر وزارتخانه‌ها مانند وزارت نفت را بررسی کنیم به شرایط مصیبت بار‌تری برخورد می کنیم. بهلولی در پایان با مقایسه فیش حقوقی نیروهای ستادی و معلمان، اظهار داشت: در فیش حقوقی نیروهای ستادی بندهایی دیده می‌شود که در فیش حقوقی معلمان دیده نمی‌شود. کمک رفاهی، ایاب و ذهاب، وجه غذا، اضافه کاری تا سقف ۶۰۰ هزار تومان و... نمونه‌هایی از این بند‌ها هستند که حقوق نیروهای ستادی را تا ۳ برابر حقوق معلمان افزایش داده است. واقعا چگونه کسی که حقوق 30 میلیونی درماه می گیرد ،می خواهد درد ورنج معلمی که درماه یک میلیون میگیرد وبه گفته کارشناسان زیر خط فقراست رابفهمد؟ به گزارش تابناک در خرداد ماه (این خبرمال آبان گذشته یعنی92است) گذشته، يکي از نمايندگان مجلس که کم ترين دريافتي را در بين نمايندگان دارد، ۲۷ ميليون و ۲۶۹ هزار و ۷۵۰ ريال حقوق مي گيرد که اين رقم بدون محاسبه اين موارد است: - حق رهن مسکن در ابتداي سال به مبلغ يک صد ميليون تومان ۱۰۰.۰۰۰.۰۰۰ - حق اجاره مسکن ۳.۵۰۰.۰۰۰ تومان به ازاي هر ماه - حق ماموريت خارجي به ازاي هر روز مبلغ ۱۴۰ دلار - حق ماموريت داخلي - حق جلسات - تسهيلات ساخت مسکن و خريد مسکن - اضافه کار ۱۷۵ ساعت به صورت ثابت در ماه - پاداش و مزايا تخلّف به روش قانوني! اوّلين سوالي که ذهن هر خواننده اي را به خود مشغول مي کند اين است که اين همه اختلاف در حقوق و مزايا از کجا نشأت مي گيرد؟ پس قانون مديريت خدمات کشوري چه شد؟ به راستی مجلس اصولگرا حق دارد که هر گاه دولت ها خواسته اند ،حقوق کارمندان را اضافه کنند،مهر باطل براین طرح زده و مانع ازاجرای آن شوند،چراکه نمی توانند درک کنند که چگونه یک شخص، با حقوق یک میلیونی ،اجاره 400 هزارتومانی و وام 300 هزارتومانی می دهد؟ درحالی که زمانی که حضرت علی(ع) به مسئوایت حکومت رسیدند، حقوق خود را تا حدفقیرترین فرد جامعه ،پایین آورد. در واقع بسیار طبیعی است که این جنابان مسئول، رنج معلم رادرک نکنند، و در جایی ،یکی از آنها به راحتی بگوید : شما معلمین حق دارید ولی چون زیادید، نمی توانیم حقوق تان را اضافه کنیم ! آری جناب مسئول، اگر به ما معلمین حق الزحمه واقعی مان پرداخت گردد و عدالت واقعی اجرا شود که دیگرشما نمی توانید 30 برابر ما حقوق بگیرید. کسری بودجه هم به خاطر این حقوق های نجومی شماست. و در آخر به قول یکی از همکاران : ما معلمین زیاد هستیم ولی زیادی نیستیم ... !

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۳ساعت 13:52 توسط حسن صمیمی |


همشهری آنلاین:

در قیام عاشورا افراد بسیار زیادی در جبهه باطل و دشمن بودند که هیچ کدام از آن‌ها هرگز عاقبت‌بخیر نشدند و هیچ‌گاه در زندگی روز خوش ندیدند.

به گزارش ایسنا، دهم محرم سال ۶۱ هجری، حادثه‌ عظیم عاشورا، شهادت امام حسین علیه‌ السلام و 72 تن از یاران از جان گذشته ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله حسین (ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌ تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کردند.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آن‌هایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا (ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند و پاداش دنیای فانی را به آخرت جاودان ترجیح دادند در جبهه مقابل حق ایستادند و سرنوشتی ذلت‌ بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند و به پاداش دنیوی هم نرسیدند.

با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان امام حسین (ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می‌شود:

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع) مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع) ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 19:50 توسط حسن صمیمی |

ایثار آخرین درس معلم لرستانی!
غرض از قلمی کردن این سطور، عرض احترامی به محضر معلم فقید، شادروان «کاظم صفرزاده» بود وگرنه سال‌هاست که بر ما عیان شده که سهم مردم لر از رسانه‌ی ملی تنها جعل تاریخ، توهین و تمسخر است.

معلمین فداکارمهدی ویس‌کرمی / نشریه فرهنگی-اجتماعی لور: شب دوشنبه 28 مهر ماه است و باران شدید خرم‌آباد و لرستان را فرا می‌گیرد. در این میان مشکلی برای یکی از دانش‌آموزان مرکز شبانه‌روزی عشایری امام جعفر صادق (ع) منطقه‌ی ویسیان به وجود می‌آید، سرپرست مرکز آموزشی مذکور دانش‌آموز آسیب‌دیده را به مرکز بهداشتی درمانی ویسیان انتقال می‌دهد، طبق روال معمول و مورد انتظار، این مراکز تنها برای نمایش هستند و امکاناتی از قبیل پزشک، دارو، آمبولانس و ... در آن‌ها وجود ندارد.

 بعد از اظهار ناتوانی مسئولان درمانگاه ویسیان از اقدامات درمانی، معلم مذکور با خودروی شخصی دانش‌آموز مصدوم و دو همراه وی را به قصد درمان به مرکز استان اعزام می‌کند، که در میانه راه در منطقه شوراب خودروی وی گرفتار سیلاب می‌شود و همگی 4 سرنشین آن دعوت حق را لبیک می‌گویند.

تا اینجا فقط به ذکر حادثه‌ پرداختیم. اما آنچه نمی‌توان از کنار آن کذشت، سکوت و بی‌اعتنایی رسانه‌ی ملی نسبت به این ماجرا بود، خبری که به زعم سیاست‌گذاران رسانه‌ی ملی حتی به اندازه‌ی حضور گردشگران خارجی در اصفهان و گلایه‌های رئیس‌جمهور از استیضاح وزیر علوم، و .... اهمیتی ندارد.

باری غرض از قلمی کردن این سطور مشوش، تنها عرض ادب و احترامی به محضرمعلم گرامی، شادروان «کاظم صفرزاده» بود و گرنه سالیان سال است که بر ما عیان شده که تنها سهم مردم لر از رسانه‌ی ملی جناب ضرغامی جعل تاریخ، توهین، تمسخر و نادیده انگاشتن است و دیگر هیچ! آری وقتی جان دادن همتباران ما به زعم متولیان رسانه‌ی ملی، ارزش خبری ندارد، چگونه می‌توان توقع انعکاس مشکلات فقر، توسعه نیافتگی و .... را در رسانه‌ی میلی و نه ملی داشت.

باری مرگ «کاظم صفرزاده» هم معلمی بود و آخرین درسش «فداکاری» بود، و ای خوشا چنین مرگ باشکوهی که جاودانگی است؛ و ای بدا به حال وکلا و مسئولینی که کرسی‌های رنگی‌شان را به گونه‌ای چسبیده‌اند که گویی مرگ فرسنگ‌ها از آنان دور است: کل نفسٌ ذائقه الموت........

*****

اهدای عضو,معلم

اهدای عضو، آخرین درس معلم مرودشتی

اهدای عضو و زندگی به دیگران، آخرین درسی بود که خانم معلم مرودشتی به دانش‌آموزان خود آموخت.

این معلم چهل و دو ساله یکی از چهار سرنشین خودروی حامل معلمان دبیرستان دخترانه روستای کوه سبز این شهر بود که بیست و ششم مهر امسال با پایان ساعت تدریس، این روستا را ترک کردند تا به خانه هایشان در شیراز بازگردند، اما خودروی تندر آنها با خودروی وانت نیسانی در جاده درودزن تصادف کرد و باعث ضربه مغزی یکی از معلم ها به نام سوسن منافی و مصدومیت دیگران شد.

تلاش برای نجات جان این معلم بی نتیجه ماند و چند روز بعد پزشکان مرگ مغزی او را تائید کردند. دو روز پیش خانواده وی وقتی متوجه شدند او دیگر به زندگی بازنمی گردد، تصمیم گرفتند اعضای بدنش را به بیماران اهدا کنند.بنابراین دو کلیه، دو قرنیه و پوست وی به بیماران نیازمند پیوند زده شد تا نام خانم معلم در یاد بیماران گیرنده اعضای بدن برای همیشه باقی بماند. (ایرنا)

+ نوشته شده در سه شنبه ششم آبان ۱۳۹۳ساعت 9:54 توسط حسن صمیمی |

بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت در سخنرانی خود در کالجی با ستایش از خوارزمی، به این نکته اعتراف کرده بود که در ساخت ویندوز از محمد بن موسی خوارزمی ریاضیدان برجسته ایرانی الهام گرفته است او بیان داشت که زمانی که سال اول دانشگاه بوده کتاب پنجره ارقام خوارزمی ره خوانده و با مطالعه ی نوشته های او در باب منطق فازی و جبر دوگانه ایده ساخت ویندوز در ذهنش شکل گرفته و به همین دلیل از دانشگاه بیرون زده تا ایده خود را عملی کند او بعدها نام ویندوز را با الهام گرفتن از نام کتاب پنجره ارقام برای سیستم عامل خود انتخاب کرده او حتی به این نکته اشاره کرد که نام ویندوز xp را از مخفف کلمه ی xarazmi prestige به معنای اعتبار خوارزمی گرفته است به گفته گیتس در واقع خوارزمی در آن زمان ویندوز را در ذهن خود ساخته بوده اما امکانات به نمایش گذاشتن آن را نداشته است{نقل از مجله ی تکنولوژی Top Technnology concordia}
همچنین به گزارش ایتنا به نقل از الشروق، ولفگانگ گونتر لرش، سردبیر روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ، می‌گوید: اگر نظریه‌ها و مفاهیم مطرح شده از سوی ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی نبود، جهان امروز اینترنت و رایانه را نمی‌شناخت.

آقای لرش که خود یکی از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران آلمان در حوزه تاریخ تمدن اسلامی به شمار می‌رود، معتقد است پیشگامان ریاضیات نوین آلمان از قبیل کارل فریدریش گاوس و کورت گودل، با تکیه بر دستاوردهای خوارزمی توانسته‌اند در پژوهش‌های خود به نتایج شگفت‌آوری نائل شوند.

خوارزمی از دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس ایرانی است که وی را پدر علم جبر نامیده‌اند.

بر اساس این گزارش، برخی چهره‌های سرشناس علم ریاضیات، این دانشمند بلندآوازه را پدر معنوی علوم رایانه‌ای می‌دانند.

لرش تصریح کرد ترجمه آثار خوارزمی به زبان لاتین در قرون وسطی، به اروپا کمک کرد تا به نظریات جدید و فعلی خود در علوم ریاضی و حساب دست یابد .

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۲ساعت 18:0 توسط حسن صمیمی |


عباس آقا مرد با سلیقه ای است...

 


نه سال پیش بود که در یک شب بارانی دو گردشگر موتور سوار آلمانی در راه ماندند و برای اینکه

بتوانند در یک جای امن شب را به صبح برسانند به خانه یک روستایی پناه بردند. عباس یک کارگر

ساده روستایی همراه خانواده اش تلاش کردتا به شیوه خود از مهمانان خارجی به خوبی پذیرایی کند.


 

روستای بوانات

کلبه محقر بود و به جز چای آتشی و غذای روستایی چیز دیگری نداشتند. مهمانان عباس خارجی بودند و امکانات او برای پذیرایی اندک. سادگی پذیرایی خانواده عباس و زندگی یکروزه در روستای خوش آب و هوا رضایت حداکثری دو مهمان آلمانی را جلب کرد آنقدر که سه ماه بعد یک گروه هفت نفره آلمانی به پیشنهاد دوستانشان به خانه عباس رفتند. آنها خواستند تا با همان دم پختک و چای آتشی که دوستانشان تعریف کرده بودند در خانه روستایی عباس پذیرایی شوند. صبح عباس راهنمای آنها شد تا بتوانند مناطق دیدنی و طبیعی روستای بزم شهر بوانات فارس را ببینند.

موقع برگشت مهمانان آلمانی 200 هزار تومان به عباس  هدیه دادند. این پول در آن زمان برای عباس زیاد بود و او را به این فکر انداخت که بهترین راه برای کسب و کار می تواند پذیرایی از گردشگران در یک روستای با صفا باشد. بنابراین شروع به کار کرد. طوری که از نه سال پیش تا امروز 18 هزار گردشگر خارجی به روستای بزم در منطقه بوانات فارس آمده اند و عباس هم به عنوان کارآفرین برتر در صنعت گردشگری توانسته  126 لوح سپاس بگیرد و درآمد روزانه اش از روزی سه هزار تومان به 6 میلیون تومان برسد. عباس 35 ساله به 28 کشور دنیا سفر کرد و خانه 80 متری او الان به 120 هزار متر رسیده است!

 

مجموعه گردشگری عباس آقا سه اتاق قدیمی دارد که هرکدام حدود 700 سال 

قدمت دارند و 500 دلار هزینه یک شب اقامت در این اتاق ها است!

 

کوچکترین راهنمایان تور

روستای بوانات

زهرا و نیلوفر دو دختر کوچک او کوچکترین راهنمایان ایرانی معرفی شده اند و تا کنون هم شبکه های تلویزیونی آلمان، روسیه، تایلند، شبکه 2 و 4 ایران فیلمهای مستندی با موضوع رونق گردشگری در روستای بزم بوانات پخش کرده اند.

او تعریف می کند که روزهای اول به آژانسهای مسافرتی شیراز و اصفهان سر زدم و گفتم که می توانم از گردشگران شما در روستا پذیرایی کنم. آنها هم گفتند باید مجانی بیایند روستا تا ببینند آیا اوضاع  برای پذیرایی مناسب هست. آرام آرام مهمانان من از هفت نفر به چند هزار گردشگر خارجی رسید و به یک حمام خانه ام 12 حمام دیگر اضافه شد تا جایی که می توانم الان تا چند هزار گردشگر را در روستا اسکان بدهم و برای پنج هزار نفر در منطقه بوانات اشتغالزایی کنم.

عباس برزگر قصد دارد تا یک هتل عشایری در ارتفاعات روستا بنا کند. او می گوید: این هتل یکی از گرانترین مراکز اقامتی ایران خواهد شد. این کار را با کمک ایل عشایری انجام می دهم.

برزگر معتقد است که در ایران مسئولان فقط شعار می دهند گردشگری صنعت درآمدزایی است. اما من یکی از کسانی بودم که توانستم هم برای خودم و هم اهالی روستای بزم بوانات درآمدزایی کنم. هر روز از یک مغازه خرید می کنم تا همه مغازه داران از این کار سود ببرند.

او فهمیده که اصالت و نوع غذا و چارچوب خانواده روستایی بسیار با ارزش است و می توان از راه معرفی آن به دیگران هم ارزشها را حفظ و هم برای خود و دیگرن درآمدزایی و اشتغال زایی کرد.

 

پذیرایی محلی

برزگر از گردشگران خارجی در روستا با محصولات کشاورزی خود پذیرایی می کند. خانواده و اهالی روستای بوانات همگی در امر کشاورزی موفق هستند و صبحها با عسل طبیعی و گردوی زمینهای خودشان از مسافران پذیرایی می کنند.

برزگر ادعا می کند که در موفقیتش هیچ سازمان و مرکزی دخالت نداشته است." سازمان میراث فرهنگی پروانه گردشگری به من نمی داد و می گفت که باید تحصیلات عالیه داشته باشی. اما زمانی که کارم رونق گرفت پروانه افتخاری گردشگری دادند و در همایش هایشان از من و دخترانم تقدیر کردند."

روستای بوانات

او می گوید که همه تجربیاتش را در برخورد با گردشگران به دست آورده است." به عنوان یک گردشگر به کشورهای اروپایی سفر کردم تا ببینم یک توریست به چه چیزهایی نیاز دارد و آنها برای گردشگران چه کاری انجام می دهند. این موضوع کمک زیادی به من کرد. من متوجه شدم که بهترین راه پذیرایی از مهمان خارجی رفتار درست با اوست. نباید مصنوعی به آنها خوشامد بگویید. درست است که زبان شما را متوجه نمی شود اما می فهمد که از او برای چه منظوری پذیرایی کرده اید. گردشگر خارجی فقط می خواهد به او توجه شود، همه چیز بهداشتی باشد، دروغ نشنود و احساس نکند که می خواهید جیب او را خالی کنید. این سادگی در رفتار و گفتار باعث شده تا آنها از زندگی روستایی لذت ببرند. ما مسافران را به خانه مان راه می دهیم نه برای چاپلوسی بلکه می دانم آنها می خواهند یک زندگی واقعی روستایی را ببینند و با همان آدمها زندگی کنند. هر کدام از ما که از مسافر خارجی پذیرایی می کنیم مانند یک سفیر ایرانی هستیم که ایران را به کشورهای دیگر معرفی می کنند. بنابراین باید بهترین رفتارها را با گردشگر خارجی داشته باشیم.

 

گردشگر خارجی فقط می خواهد به او توجه شود، همه چیز بهداشتی باشد،

دروغ نشنود و احساس نکند که می خواهید جیب او را خالی کنید. این سادگی

 در رفتار و گفتار باعث شده تا آنها از زندگی روستایی لذت ببرند

 

آژانس روستایی

برزگر در زمینه طبیعت گردی هم فعالیت می کند و با اینکه در 80 کیلومتری پاسارگاد قرار دارد می تواند با استفاده از دو آژانس مسافرتی خود تورهای طبیعت گردی، پرنده نگری، عشایر و بازدید از جاذبه های تاریخی را راه اندازی کند.

روستای بوانات

عباس برزگر می گوید: وقتی فعالیت من و خانواده ام مورد استقبال دیگران  قرار گرفت و بسیاری از کشورها به استفاده از خدمات ما علاقه نشان دادند کارشناسان داخلی و خارجی حوزه گردشگری پیشنهاد کردند که پس از این می توانیم در برگزاری تورها و دعوت از مسافران و گردشگران خارجی با افراد متخصص همکاری کنیم تا بتوانیم موفقتر از گذشته عمل کنیم و علاوه بر آن خودمان مجری تورها باشیم؛ این شد که به فکر را ه اندازی شرکت خدمات مسافرتی بوان گشت افتادم و با همکاری دوستان این شرکت تشکیل شد. البته این را هم بگویم که من از روزی که متوجه شدم بوانات قابلیت جذب گردشگر را دارد، به گونه ای برنامه ریزی کردم که از ورود تور مردم روستایی و شهری و حتی عشایر از مزایای اقتصادی تورها و ورود گردشگران به منطقه بهره مند شوند.

روستای بوانات

برزگر می گوید: مشکل ما ایرانیان این است که می نشینیم تا دیگران برای ما برنامه ریزی کنند. در حالی که جوانان کشور ما می توانند به راحتی با کمی ذوق و سلیقه کاری کنند که هم خودشان درآمد خوبی داشته باشند هم دیگران از کنار آنها سود ببرند. کمتر کسی دنبال کارآفرینی می رود. مطمئن باشید هر روستایی در ایران به تنهایی می تواند از ابیانه بهتر و پر رونق تر باشد.

شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که همه اهالی منطقه بوانات و روستای بزم از دهکده گردشگری عباس درآمد دارند. این روستا در 17 کیلومتری شهر بوانات به سمت استان یزد و کرمان آخرین نقطه استان فارس است که به منطقه گردشگری بوانات معروف شده است. فاصله این منطقه از شیراز و یزد دو ساعت و نیم است.

مجموعه گردشگری بوانات سه اتاق قدیمی دارد که هرکدام حدود 700 سال قدمت دارند و 500 دلار هزینه یک شب اقامت در این اتاقها است.

 


گروه گردشگری تبیان- الهام مرادی

منبع: مهر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ساعت 21:40 توسط حسن صمیمی |


به عکس قاتل ناصرالدین شاه یعنی میرزا رضای کرمانی که در صحن شاه عبدالعظیم در شهر ری، ناصرالدین شاه را به گلوله بست، نگاه کنید. این عکس را همه دیده اند. میرزا رضا در حالی که زنجیر شده است، سر زنجیر را یک امنیه سیه چرده به دست دارد.این امنیه سیه چرده، پدر رضا شاه است که از بادکوبه به ایران مهاجرت کرد و مدت‌ها جزو عساکر قزاق بود. اما بعدها به علت اعتیاد به مواد مخدر (که در آن زمان منع قانونی نداشت و استعمال آن آزاد بود) از سپاه قزاق اخراج شد و به خدمت کامران میرزا نایب السلطنه درآمد. (امنیه دولتی شد) در تمام دوران خدمت ۱۷ ساله رضا شاه و در طول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه هیچ تاریخ نگار و نویسنده‌ای حق نداشت به این مطلب اشاره کند و هیچ عکسی از پدر رضا شاه به چاپ نرسید و هر وقت این عکس معروف به مناسبت‌های تاریخی در نشریات چاپ می‌شد، فقط زیر آن می‌نوشتند: «میرزا رضا کرمانی» قاتل ناصرالدین شاه! و اشاره ای به نام امنیه ای که زنجیر میرزا رضا را در دست داشت نمی‌کردند.

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 17:30 توسط حسن صمیمی |


فرمانده انتظامی کاشمر از پلمپ دو واحد صنفی استفاده‌کننده از علائم شیطانی و تصاویری از نمادهای شیطان‌پرستی در این شهرستان خبر داد.

پلمپ 2 واحد صنفی استفاده‌کننده از نماد‌های شیطان‌پرستی در کاشمر
    • باقری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در کاشمر اظهار داشت: در راستای طرح مبارزه با تبلیغ آرم و علائم گروه‌های منحرف غربی و شیطان‌پرستی دو واحد صنفی که مبادرت به استفاده از این‌گونه علائم و نمادها کرده بودند، شناسایی و پلمپ شدند

وی با بیان اینکه این طرح در راستای تشدید ارتقای امنیت اجتماعی و اخلاقی در واحدهای صنفی کاشمر برگزار شد، تصریح کرد: در طرح مبارزه با تبلیغ علائم گروه‌های منحرف غربی و شیطان‌پرستی یک آرایشگاه و یک چاپخانه در کاشمر پلمپ شد.

فرمانده انتظامی کاشمر با اشاره به هجمه سنگین دشمن به منظور اشاعه فرهنگ منحط غربی و انحراف جوانان، به مردم توصیه کرد در استفاده از علائم و نمادها در خودروها و اماکن صنفی خود دقت کنند چرا که استفاده از نقوش و علائم شیطان‌پرستی جرم محسوب و با متخلفان برخورد قانونی می‌شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 19:14 توسط حسن صمیمی |


  نوشته شده توسط سخن معلم

شیرزاد عبداللهی

 جریان راست افراطی از هر فرصتی برای زمین زدن دولت روحانی استفاده می کند. تحریک معلمان یکی از برنامه های آنها است. هفته گذشته فضاسازی رسانه های راست با حمایت صدا و سیما با این شوک روانی آغاز شد که وزیر آموزش و پرورش گفته: « تعطیلی پنجشنبه های مدارس لغو می شود». این یک خبر تحریف شده بود. مخلوطی از راست و دروغ . آنها با تکرار این خبر یک موج بزرگ تبلیغاتی در میان معلمان و دانش آموزان ایجاد کردند . این اتفاق نشان داد که معلمان در موضوعات صنفی به شدت تحت تاثیر اخبار بزرگنمایی شده و یا جعلی رسانه های جناح اصولگرا به خصوص سیما و از همه مهم تر برنامه 8 و 30 قرار دارند . نکته جالب این بود که رسانه های اصلاح طلب هم سوار بر این موج شدند و وزارت آموزش و پرورش هم غافلگیر شد . توضیحات سراسیمه و دیرهنگام مقامات آموزش و پرورش این موج را کمی تخفیف داد اما آثار آن را نتوانست پاک کند.

به گمانم این یک تست تبلیغاتی بود که با موفقیت اجرا شد. راست افراطی در آینده با استفاده از لغزش ها و اشتباهات مدیران آموزش و پرورش و نارضایتی عمومی فرهنگیان، امواج جدیدی ایجاد می کنند. هدف اصلی این شوک های تبلیغی ، کشاندن معلمان به خیابانها با شعارهای صنفی و تعطیل مدارس با استفاده از الگوی سالهای 80 و 82 است. اگر فضای سیاسی کمی بازتر شود، احتمالا رسانه های راست ، در اردیبهشت آینده موج جدیدی بر بستر مطالبات معیشتی معلمان راه می اندازند. اینکه این موج تا چه اندازه فراگیر و منشا اعتراض های عملی شود بستگی به هوشیاری مدیران آموزش و پرورش و معلمان دارد. ایجاد امواج رسانه ای برای درگیرکردن معلمان با دولت روحانی تا انتخابات مجلس ادامه می یابد. آموزش و پرورش باید کانال های رسانه ای قابل اعتمادی با بدنه ایجاد کند و گرنه در شرایط بحرانی هیچ تکذیبیه ای نمی تواند اعصاب برانگیخته معلمان را آرام کند.

دیدگاه های اصولگرایانه و حتی راست افراطی در آموزش و پرورش قوی و ریشه دار است. اغلب فرهنگیان به رسانه های اصلاح طلب دسترسی ندارند . با اینکه بیشتر معلمان رسانه هایی مانند صدا و سیما را قبول ندارند، اما تحت تاثیر شایعات و تبلیغات صدا و سیما به خصوص برنامه هایی مانند 8 و 30 قرار می گیرند. عده ای هم که ماهواره نگاه می کنند برداشتی متوهم و کج و کوله و گاه افراطی از اوضاع سیاسی به دست می آورند.نگاهی به بحث های سیاسی- اجتماعی معلمان در زنگ تفریح نشان می دهد که :

1- معلمان به طور کلی از اوضاع سیاسی و اقتصادی ناراضی اند، اما این نارضایتی مبهم و فاقد جهت مشخص است. 2- گرانی ، تورم ، فساد اقتصادی و دزدی های کلان ، فساد اخلاقی و افزایش حقوق و مزایای شغلی نقل مباحث معلمان است... متاسفانه تعداد معلمانی که به رسانه های مستقل و یا اصلاح طلب دسترسی دارند خیلی کم است و روزنامه خواندن فرهنگیان در حد نگاه کردن به تیترهای روزنامه ها است. در چنین شرایطی رسانه های اصولگرایان که بیشتر توی چشم و گوش معلمان هستند به راحتی می توانند افکار آنها را شکل دهند. به نظر من راست افراطی از همان الگوی دوره اصلاحات استفاده می کند تا با شعارهای اقتصادی و صنفی معلمان را در برابر دولت قرار دهد.

حسین مظفر وزیر آموزش و پرورش دولت اول اصلاحات بعد از حوادث دانشجویی 18 تیر راه خود را از اصلاح طلبان جدا کرد. او در زمستان سال 79 در مصاحبه ای به روزنامه جام جم گفت : «مجلس ششم قرار است حقوق همه کارمندان را اضافه کند اما حقوق معلمان را اضافه نکند». این خبر تیتر یک این روزنامه شد. صدا و سیما هم روی آن مانور داد و موضوع مخالفت مجلس ششم با افزایش حقوق معلمان به عنوان یک گزاره قطعی در ذهن بدنه فرهنگیان جاگرفت. یک سال بعد معلمان در تجمع اعتراضی مقابل مجلس تندترین شعارها را علیه نمایندگان اصلاح طلب سر دادند. اعتراضات سال 80 که شامل 11روز راهپیمایی خیابانی و تجمع بود البته چندان هم خودجوش نبود. دست مدیران امور تربیتی پشت این اعتراضات بود. . یک ماه بعد تجمعی آرام در حیاط تربیت معلم شهید باهنر برگزار شد که توسط اعضای تشکل "خانه معلمان" به رهبری رحمان شمس که از تشکل های افراطی منشعب از راست سنتی بود دچار اختلال شد .راهپیمایی عده ای از معلمان به سمت وزارتخانه و سردادن شعارهای تند سرآغاز حرکات خودجوش معلمان بود که تا 6 بهمن ادامه یافت. در این 11 روز، هزاران برگ اطلاعیه بی نام ونشان در مدارس تهران توزیع شد. به جز تشکل رحمان شمس هیچ تشکلی پشت این راه پیمایی ها نبود. در واقع این موج را افرادی بسیار موجه از درون هدایت و حمایت می کردند .

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۲ساعت 10:41 توسط حسن صمیمی |





+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۲ساعت 19:4 توسط حسن صمیمی |

‌معلم مریوانی به این می‌اندیشید که چگونه می‌تواند دل دانش‌آموزش را شاد کند؛ دانش‌آموزی که با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و شیمی‌درمانی مو‌هایش را به باد سپرده و به جای آن، ‌تمسخر هم‌کلاسی‌های‌ها را ‌تحفه آورده است!

برای شاد کردن دل یک کودک لازم نیست یک شهر را تعطیل کنیم باز باید اذعان کنیم که «محمد علی محمدیان» کاری کرده که مشابه ندارد؛ سرش را تراشیده و با سر تراشیده در کلاس درس حاضر شده تا دانش آموزانی که هم کلاسی‌شان را مسخره می‌کردند، سر به سر هم مدرسه‌شان می‌گذاشتند، بچه محلشان را با ریشخند بدرقه می‌کردند، دریابند که اشتباه می‌کرده‌اند.

حتما این معلم هرگز به این هم فکر نکرده بود که شاید کارش بازخورد پیدا کرده و نام و تصویرش در یک برنامه تلویزیونی، برنامه پایش منتشر شده و خلوت ناشناسش پر شود از شهرت قهرمانانه اما عملا در راهی گام گذاشت که خیلی‌هایمان می‌توانیم در آن ‌قدم بگذاریم اما نمی‌گذاریم؛ فکر منفی می‌کنیم، راهش را نیافته‌ایم، نگران تبعاتش هستیم و... .

البته این‌ها همه برای ما مطرح است، چراکه معلم مریوانی اگر می‌خواست لحظه‌ای به افکار منفی تن بدهد، دست کم سرش را نمی‌تراشید تا مجبور به پاسخ دادن به پرسش‌های بیشماری شود که دوست و آشنا مطرح می‌کنند و شاید به جای آن با دانش‌آموزان حرف می‌زد که مثلا سرطان چیست، چه کاری بد است، اخلاق مداری چیست و تا آخر مواردی از این دست که هرچقدر هم خوب بیان می‌شدند، احتمالا نه کودک بیمار را دلشاد می‌کرد و نه می‌توانست روحیه زندگی را به خانواده او و دیگر خانواده‌های درگیر با این رنج تزریق کند.

قطعا معلم مریوانی را باید معلمی نامید که می‌تواند به همه‌مان درس دهد؛ به مایی که‌گاه یادمان می‌رود انسانیت چه عیاری می‌تواند داشته باشد، یادمان می‌رود همه کارهای خوب با هزینه مالی شکل نمی‌گیرد، مایی که دنیایمان پر شده از دنیا و مایی که بی‌تفاوت ‌شده‌ایم به رنج دیگران؛ رنج بیماران، رنج سالمندان، از کار افتادگان، افراد بی‌سرپرست، کارتن‌خواب‌ها، کودکان کار و... . 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی ۱۳۹۲ساعت 16:32 توسط حسن صمیمی |

مطالب قدیمی‌تر