X
تبلیغات
گچ وتخته س ی اه

 نمونه سوالات چهارگزینه ای اجتماعی وجغرافی سوم راهنمایی جمعیت 300شهرایران درسال1390

آمارلحظه به لحظه ایران  آمارلحظه به لحظه جهان دانلودصدای مظفرالدین شاه قاجار ۲۵۲KB

دانلود فیلم حرکات صفحات زمین و ناهمواری های کف اقیانوس درس5جغرافی سوم راهنمایی

  دانلود فیلم آموزشی آتش فشان درس 6جغرافی سوم راهنمایی (وبلاگ لذت یادگیری)

دانلود فیلم آموزشی جریان های دریایی درس5 جغرافی سوم راهنمایی

فعالیت تکمیلی تاریخ سال سوم راهنمایی

دانلود كتاب مطالعات اجتماعی اول متوسطه ۱مقدمه - بخش اول - بخش دوم

پاورپوینت بخشی ازدرس شانزدهم جغرافیا سوم راهنمایی(قبله یابی)

دانش آموزان راهنمایی استعدادهای درخشان شهیدبهشتی برای دیدن نمرات مهر وآبان (نمرات

جغرافی301-302-303وتاریخ واجتماعی301   ومطالعات 101)خود اینجـــا کلیک کنند



ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 12:31 توسط حسن صمیمی |


تشییع مجاهد آذربایجان بر دستان هزاران تهرانی با چشمانی گریان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 20:36 توسط حسن صمیمی |

جدایی هرات؛ حیله انگلیس و خواب بلند استبداد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1392ساعت 12:27 توسط حسن صمیمی |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 20:24 توسط حسن صمیمی |



ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1392ساعت 20:21 توسط حسن صمیمی |

بیل گیتس موسس شرکت مایکروسافت در سخنرانی خود در کالجی با ستایش از خوارزمی، به این نکته اعتراف کرده بود که در ساخت ویندوز از محمد بن موسی خوارزمی ریاضیدان برجسته ایرانی الهام گرفته است او بیان داشت که زمانی که سال اول دانشگاه بوده کتاب پنجره ارقام خوارزمی ره خوانده و با مطالعه ی نوشته های او در باب منطق فازی و جبر دوگانه ایده ساخت ویندوز در ذهنش شکل گرفته و به همین دلیل از دانشگاه بیرون زده تا ایده خود را عملی کند او بعدها نام ویندوز را با الهام گرفتن از نام کتاب پنجره ارقام برای سیستم عامل خود انتخاب کرده او حتی به این نکته اشاره کرد که نام ویندوز xp را از مخفف کلمه ی xarazmi prestige به معنای اعتبار خوارزمی گرفته است به گفته گیتس در واقع خوارزمی در آن زمان ویندوز را در ذهن خود ساخته بوده اما امکانات به نمایش گذاشتن آن را نداشته است{نقل از مجله ی تکنولوژی Top Technnology concordia}
همچنین به گزارش ایتنا به نقل از الشروق، ولفگانگ گونتر لرش، سردبیر روزنامه آلمانی فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ، می‌گوید: اگر نظریه‌ها و مفاهیم مطرح شده از سوی ابوجعفر محمد بن موسی خوارزمی نبود، جهان امروز اینترنت و رایانه را نمی‌شناخت.

آقای لرش که خود یکی از برجسته‌ترین روزنامه‌نگاران آلمان در حوزه تاریخ تمدن اسلامی به شمار می‌رود، معتقد است پیشگامان ریاضیات نوین آلمان از قبیل کارل فریدریش گاوس و کورت گودل، با تکیه بر دستاوردهای خوارزمی توانسته‌اند در پژوهش‌های خود به نتایج شگفت‌آوری نائل شوند.

خوارزمی از دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس ایرانی است که وی را پدر علم جبر نامیده‌اند.

بر اساس این گزارش، برخی چهره‌های سرشناس علم ریاضیات، این دانشمند بلندآوازه را پدر معنوی علوم رایانه‌ای می‌دانند.

لرش تصریح کرد ترجمه آثار خوارزمی به زبان لاتین در قرون وسطی، به اروپا کمک کرد تا به نظریات جدید و فعلی خود در علوم ریاضی و حساب دست یابد .

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 18:0 توسط حسن صمیمی |


عباس آقا مرد با سلیقه ای است...

 


نه سال پیش بود که در یک شب بارانی دو گردشگر موتور سوار آلمانی در راه ماندند و برای اینکه

بتوانند در یک جای امن شب را به صبح برسانند به خانه یک روستایی پناه بردند. عباس یک کارگر

ساده روستایی همراه خانواده اش تلاش کردتا به شیوه خود از مهمانان خارجی به خوبی پذیرایی کند.


 

روستای بوانات

کلبه محقر بود و به جز چای آتشی و غذای روستایی چیز دیگری نداشتند. مهمانان عباس خارجی بودند و امکانات او برای پذیرایی اندک. سادگی پذیرایی خانواده عباس و زندگی یکروزه در روستای خوش آب و هوا رضایت حداکثری دو مهمان آلمانی را جلب کرد آنقدر که سه ماه بعد یک گروه هفت نفره آلمانی به پیشنهاد دوستانشان به خانه عباس رفتند. آنها خواستند تا با همان دم پختک و چای آتشی که دوستانشان تعریف کرده بودند در خانه روستایی عباس پذیرایی شوند. صبح عباس راهنمای آنها شد تا بتوانند مناطق دیدنی و طبیعی روستای بزم شهر بوانات فارس را ببینند.

موقع برگشت مهمانان آلمانی 200 هزار تومان به عباس  هدیه دادند. این پول در آن زمان برای عباس زیاد بود و او را به این فکر انداخت که بهترین راه برای کسب و کار می تواند پذیرایی از گردشگران در یک روستای با صفا باشد. بنابراین شروع به کار کرد. طوری که از نه سال پیش تا امروز 18 هزار گردشگر خارجی به روستای بزم در منطقه بوانات فارس آمده اند و عباس هم به عنوان کارآفرین برتر در صنعت گردشگری توانسته  126 لوح سپاس بگیرد و درآمد روزانه اش از روزی سه هزار تومان به 6 میلیون تومان برسد. عباس 35 ساله به 28 کشور دنیا سفر کرد و خانه 80 متری او الان به 120 هزار متر رسیده است!

 

مجموعه گردشگری عباس آقا سه اتاق قدیمی دارد که هرکدام حدود 700 سال 

قدمت دارند و 500 دلار هزینه یک شب اقامت در این اتاق ها است!

 

کوچکترین راهنمایان تور

روستای بوانات

زهرا و نیلوفر دو دختر کوچک او کوچکترین راهنمایان ایرانی معرفی شده اند و تا کنون هم شبکه های تلویزیونی آلمان، روسیه، تایلند، شبکه 2 و 4 ایران فیلمهای مستندی با موضوع رونق گردشگری در روستای بزم بوانات پخش کرده اند.

او تعریف می کند که روزهای اول به آژانسهای مسافرتی شیراز و اصفهان سر زدم و گفتم که می توانم از گردشگران شما در روستا پذیرایی کنم. آنها هم گفتند باید مجانی بیایند روستا تا ببینند آیا اوضاع  برای پذیرایی مناسب هست. آرام آرام مهمانان من از هفت نفر به چند هزار گردشگر خارجی رسید و به یک حمام خانه ام 12 حمام دیگر اضافه شد تا جایی که می توانم الان تا چند هزار گردشگر را در روستا اسکان بدهم و برای پنج هزار نفر در منطقه بوانات اشتغالزایی کنم.

عباس برزگر قصد دارد تا یک هتل عشایری در ارتفاعات روستا بنا کند. او می گوید: این هتل یکی از گرانترین مراکز اقامتی ایران خواهد شد. این کار را با کمک ایل عشایری انجام می دهم.

برزگر معتقد است که در ایران مسئولان فقط شعار می دهند گردشگری صنعت درآمدزایی است. اما من یکی از کسانی بودم که توانستم هم برای خودم و هم اهالی روستای بزم بوانات درآمدزایی کنم. هر روز از یک مغازه خرید می کنم تا همه مغازه داران از این کار سود ببرند.

او فهمیده که اصالت و نوع غذا و چارچوب خانواده روستایی بسیار با ارزش است و می توان از راه معرفی آن به دیگران هم ارزشها را حفظ و هم برای خود و دیگرن درآمدزایی و اشتغال زایی کرد.

 

پذیرایی محلی

برزگر از گردشگران خارجی در روستا با محصولات کشاورزی خود پذیرایی می کند. خانواده و اهالی روستای بوانات همگی در امر کشاورزی موفق هستند و صبحها با عسل طبیعی و گردوی زمینهای خودشان از مسافران پذیرایی می کنند.

برزگر ادعا می کند که در موفقیتش هیچ سازمان و مرکزی دخالت نداشته است." سازمان میراث فرهنگی پروانه گردشگری به من نمی داد و می گفت که باید تحصیلات عالیه داشته باشی. اما زمانی که کارم رونق گرفت پروانه افتخاری گردشگری دادند و در همایش هایشان از من و دخترانم تقدیر کردند."

روستای بوانات

او می گوید که همه تجربیاتش را در برخورد با گردشگران به دست آورده است." به عنوان یک گردشگر به کشورهای اروپایی سفر کردم تا ببینم یک توریست به چه چیزهایی نیاز دارد و آنها برای گردشگران چه کاری انجام می دهند. این موضوع کمک زیادی به من کرد. من متوجه شدم که بهترین راه پذیرایی از مهمان خارجی رفتار درست با اوست. نباید مصنوعی به آنها خوشامد بگویید. درست است که زبان شما را متوجه نمی شود اما می فهمد که از او برای چه منظوری پذیرایی کرده اید. گردشگر خارجی فقط می خواهد به او توجه شود، همه چیز بهداشتی باشد، دروغ نشنود و احساس نکند که می خواهید جیب او را خالی کنید. این سادگی در رفتار و گفتار باعث شده تا آنها از زندگی روستایی لذت ببرند. ما مسافران را به خانه مان راه می دهیم نه برای چاپلوسی بلکه می دانم آنها می خواهند یک زندگی واقعی روستایی را ببینند و با همان آدمها زندگی کنند. هر کدام از ما که از مسافر خارجی پذیرایی می کنیم مانند یک سفیر ایرانی هستیم که ایران را به کشورهای دیگر معرفی می کنند. بنابراین باید بهترین رفتارها را با گردشگر خارجی داشته باشیم.

 

گردشگر خارجی فقط می خواهد به او توجه شود، همه چیز بهداشتی باشد،

دروغ نشنود و احساس نکند که می خواهید جیب او را خالی کنید. این سادگی

 در رفتار و گفتار باعث شده تا آنها از زندگی روستایی لذت ببرند

 

آژانس روستایی

برزگر در زمینه طبیعت گردی هم فعالیت می کند و با اینکه در 80 کیلومتری پاسارگاد قرار دارد می تواند با استفاده از دو آژانس مسافرتی خود تورهای طبیعت گردی، پرنده نگری، عشایر و بازدید از جاذبه های تاریخی را راه اندازی کند.

روستای بوانات

عباس برزگر می گوید: وقتی فعالیت من و خانواده ام مورد استقبال دیگران  قرار گرفت و بسیاری از کشورها به استفاده از خدمات ما علاقه نشان دادند کارشناسان داخلی و خارجی حوزه گردشگری پیشنهاد کردند که پس از این می توانیم در برگزاری تورها و دعوت از مسافران و گردشگران خارجی با افراد متخصص همکاری کنیم تا بتوانیم موفقتر از گذشته عمل کنیم و علاوه بر آن خودمان مجری تورها باشیم؛ این شد که به فکر را ه اندازی شرکت خدمات مسافرتی بوان گشت افتادم و با همکاری دوستان این شرکت تشکیل شد. البته این را هم بگویم که من از روزی که متوجه شدم بوانات قابلیت جذب گردشگر را دارد، به گونه ای برنامه ریزی کردم که از ورود تور مردم روستایی و شهری و حتی عشایر از مزایای اقتصادی تورها و ورود گردشگران به منطقه بهره مند شوند.

روستای بوانات

برزگر می گوید: مشکل ما ایرانیان این است که می نشینیم تا دیگران برای ما برنامه ریزی کنند. در حالی که جوانان کشور ما می توانند به راحتی با کمی ذوق و سلیقه کاری کنند که هم خودشان درآمد خوبی داشته باشند هم دیگران از کنار آنها سود ببرند. کمتر کسی دنبال کارآفرینی می رود. مطمئن باشید هر روستایی در ایران به تنهایی می تواند از ابیانه بهتر و پر رونق تر باشد.

شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید که همه اهالی منطقه بوانات و روستای بزم از دهکده گردشگری عباس درآمد دارند. این روستا در 17 کیلومتری شهر بوانات به سمت استان یزد و کرمان آخرین نقطه استان فارس است که به منطقه گردشگری بوانات معروف شده است. فاصله این منطقه از شیراز و یزد دو ساعت و نیم است.

مجموعه گردشگری بوانات سه اتاق قدیمی دارد که هرکدام حدود 700 سال قدمت دارند و 500 دلار هزینه یک شب اقامت در این اتاقها است.

 


گروه گردشگری تبیان- الهام مرادی

منبع: مهر

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392ساعت 21:40 توسط حسن صمیمی |


به عکس قاتل ناصرالدین شاه یعنی میرزا رضای کرمانی که در صحن شاه عبدالعظیم در شهر ری، ناصرالدین شاه را به گلوله بست، نگاه کنید. این عکس را همه دیده اند. میرزا رضا در حالی که زنجیر شده است، سر زنجیر را یک امنیه سیه چرده به دست دارد.این امنیه سیه چرده، پدر رضا شاه است که از بادکوبه به ایران مهاجرت کرد و مدت‌ها جزو عساکر قزاق بود. اما بعدها به علت اعتیاد به مواد مخدر (که در آن زمان منع قانونی نداشت و استعمال آن آزاد بود) از سپاه قزاق اخراج شد و به خدمت کامران میرزا نایب السلطنه درآمد. (امنیه دولتی شد) در تمام دوران خدمت ۱۷ ساله رضا شاه و در طول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه هیچ تاریخ نگار و نویسنده‌ای حق نداشت به این مطلب اشاره کند و هیچ عکسی از پدر رضا شاه به چاپ نرسید و هر وقت این عکس معروف به مناسبت‌های تاریخی در نشریات چاپ می‌شد، فقط زیر آن می‌نوشتند: «میرزا رضا کرمانی» قاتل ناصرالدین شاه! و اشاره ای به نام امنیه ای که زنجیر میرزا رضا را در دست داشت نمی‌کردند.

+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1392ساعت 17:30 توسط حسن صمیمی |


فرمانده انتظامی کاشمر از پلمپ دو واحد صنفی استفاده‌کننده از علائم شیطانی و تصاویری از نمادهای شیطان‌پرستی در این شهرستان خبر داد.

پلمپ 2 واحد صنفی استفاده‌کننده از نماد‌های شیطان‌پرستی در کاشمر
    • باقری در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در کاشمر اظهار داشت: در راستای طرح مبارزه با تبلیغ آرم و علائم گروه‌های منحرف غربی و شیطان‌پرستی دو واحد صنفی که مبادرت به استفاده از این‌گونه علائم و نمادها کرده بودند، شناسایی و پلمپ شدند

وی با بیان اینکه این طرح در راستای تشدید ارتقای امنیت اجتماعی و اخلاقی در واحدهای صنفی کاشمر برگزار شد، تصریح کرد: در طرح مبارزه با تبلیغ علائم گروه‌های منحرف غربی و شیطان‌پرستی یک آرایشگاه و یک چاپخانه در کاشمر پلمپ شد.

فرمانده انتظامی کاشمر با اشاره به هجمه سنگین دشمن به منظور اشاعه فرهنگ منحط غربی و انحراف جوانان، به مردم توصیه کرد در استفاده از علائم و نمادها در خودروها و اماکن صنفی خود دقت کنند چرا که استفاده از نقوش و علائم شیطان‌پرستی جرم محسوب و با متخلفان برخورد قانونی می‌شود.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1392ساعت 19:14 توسط حسن صمیمی |


  نوشته شده توسط سخن معلم

شیرزاد عبداللهی

 جریان راست افراطی از هر فرصتی برای زمین زدن دولت روحانی استفاده می کند. تحریک معلمان یکی از برنامه های آنها است. هفته گذشته فضاسازی رسانه های راست با حمایت صدا و سیما با این شوک روانی آغاز شد که وزیر آموزش و پرورش گفته: « تعطیلی پنجشنبه های مدارس لغو می شود». این یک خبر تحریف شده بود. مخلوطی از راست و دروغ . آنها با تکرار این خبر یک موج بزرگ تبلیغاتی در میان معلمان و دانش آموزان ایجاد کردند . این اتفاق نشان داد که معلمان در موضوعات صنفی به شدت تحت تاثیر اخبار بزرگنمایی شده و یا جعلی رسانه های جناح اصولگرا به خصوص سیما و از همه مهم تر برنامه 8 و 30 قرار دارند . نکته جالب این بود که رسانه های اصلاح طلب هم سوار بر این موج شدند و وزارت آموزش و پرورش هم غافلگیر شد . توضیحات سراسیمه و دیرهنگام مقامات آموزش و پرورش این موج را کمی تخفیف داد اما آثار آن را نتوانست پاک کند.

به گمانم این یک تست تبلیغاتی بود که با موفقیت اجرا شد. راست افراطی در آینده با استفاده از لغزش ها و اشتباهات مدیران آموزش و پرورش و نارضایتی عمومی فرهنگیان، امواج جدیدی ایجاد می کنند. هدف اصلی این شوک های تبلیغی ، کشاندن معلمان به خیابانها با شعارهای صنفی و تعطیل مدارس با استفاده از الگوی سالهای 80 و 82 است. اگر فضای سیاسی کمی بازتر شود، احتمالا رسانه های راست ، در اردیبهشت آینده موج جدیدی بر بستر مطالبات معیشتی معلمان راه می اندازند. اینکه این موج تا چه اندازه فراگیر و منشا اعتراض های عملی شود بستگی به هوشیاری مدیران آموزش و پرورش و معلمان دارد. ایجاد امواج رسانه ای برای درگیرکردن معلمان با دولت روحانی تا انتخابات مجلس ادامه می یابد. آموزش و پرورش باید کانال های رسانه ای قابل اعتمادی با بدنه ایجاد کند و گرنه در شرایط بحرانی هیچ تکذیبیه ای نمی تواند اعصاب برانگیخته معلمان را آرام کند.

دیدگاه های اصولگرایانه و حتی راست افراطی در آموزش و پرورش قوی و ریشه دار است. اغلب فرهنگیان به رسانه های اصلاح طلب دسترسی ندارند . با اینکه بیشتر معلمان رسانه هایی مانند صدا و سیما را قبول ندارند، اما تحت تاثیر شایعات و تبلیغات صدا و سیما به خصوص برنامه هایی مانند 8 و 30 قرار می گیرند. عده ای هم که ماهواره نگاه می کنند برداشتی متوهم و کج و کوله و گاه افراطی از اوضاع سیاسی به دست می آورند.نگاهی به بحث های سیاسی- اجتماعی معلمان در زنگ تفریح نشان می دهد که :

1- معلمان به طور کلی از اوضاع سیاسی و اقتصادی ناراضی اند، اما این نارضایتی مبهم و فاقد جهت مشخص است. 2- گرانی ، تورم ، فساد اقتصادی و دزدی های کلان ، فساد اخلاقی و افزایش حقوق و مزایای شغلی نقل مباحث معلمان است... متاسفانه تعداد معلمانی که به رسانه های مستقل و یا اصلاح طلب دسترسی دارند خیلی کم است و روزنامه خواندن فرهنگیان در حد نگاه کردن به تیترهای روزنامه ها است. در چنین شرایطی رسانه های اصولگرایان که بیشتر توی چشم و گوش معلمان هستند به راحتی می توانند افکار آنها را شکل دهند. به نظر من راست افراطی از همان الگوی دوره اصلاحات استفاده می کند تا با شعارهای اقتصادی و صنفی معلمان را در برابر دولت قرار دهد.

حسین مظفر وزیر آموزش و پرورش دولت اول اصلاحات بعد از حوادث دانشجویی 18 تیر راه خود را از اصلاح طلبان جدا کرد. او در زمستان سال 79 در مصاحبه ای به روزنامه جام جم گفت : «مجلس ششم قرار است حقوق همه کارمندان را اضافه کند اما حقوق معلمان را اضافه نکند». این خبر تیتر یک این روزنامه شد. صدا و سیما هم روی آن مانور داد و موضوع مخالفت مجلس ششم با افزایش حقوق معلمان به عنوان یک گزاره قطعی در ذهن بدنه فرهنگیان جاگرفت. یک سال بعد معلمان در تجمع اعتراضی مقابل مجلس تندترین شعارها را علیه نمایندگان اصلاح طلب سر دادند. اعتراضات سال 80 که شامل 11روز راهپیمایی خیابانی و تجمع بود البته چندان هم خودجوش نبود. دست مدیران امور تربیتی پشت این اعتراضات بود. . یک ماه بعد تجمعی آرام در حیاط تربیت معلم شهید باهنر برگزار شد که توسط اعضای تشکل "خانه معلمان" به رهبری رحمان شمس که از تشکل های افراطی منشعب از راست سنتی بود دچار اختلال شد .راهپیمایی عده ای از معلمان به سمت وزارتخانه و سردادن شعارهای تند سرآغاز حرکات خودجوش معلمان بود که تا 6 بهمن ادامه یافت. در این 11 روز، هزاران برگ اطلاعیه بی نام ونشان در مدارس تهران توزیع شد. به جز تشکل رحمان شمس هیچ تشکلی پشت این راه پیمایی ها نبود. در واقع این موج را افرادی بسیار موجه از درون هدایت و حمایت می کردند .

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 10:41 توسط حسن صمیمی |





+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 19:4 توسط حسن صمیمی |

‌معلم مریوانی به این می‌اندیشید که چگونه می‌تواند دل دانش‌آموزش را شاد کند؛ دانش‌آموزی که با سرطان دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و شیمی‌درمانی مو‌هایش را به باد سپرده و به جای آن، ‌تمسخر هم‌کلاسی‌های‌ها را ‌تحفه آورده است!

برای شاد کردن دل یک کودک لازم نیست یک شهر را تعطیل کنیم باز باید اذعان کنیم که «محمد علی محمدیان» کاری کرده که مشابه ندارد؛ سرش را تراشیده و با سر تراشیده در کلاس درس حاضر شده تا دانش آموزانی که هم کلاسی‌شان را مسخره می‌کردند، سر به سر هم مدرسه‌شان می‌گذاشتند، بچه محلشان را با ریشخند بدرقه می‌کردند، دریابند که اشتباه می‌کرده‌اند.

حتما این معلم هرگز به این هم فکر نکرده بود که شاید کارش بازخورد پیدا کرده و نام و تصویرش در یک برنامه تلویزیونی، برنامه پایش منتشر شده و خلوت ناشناسش پر شود از شهرت قهرمانانه اما عملا در راهی گام گذاشت که خیلی‌هایمان می‌توانیم در آن ‌قدم بگذاریم اما نمی‌گذاریم؛ فکر منفی می‌کنیم، راهش را نیافته‌ایم، نگران تبعاتش هستیم و... .

البته این‌ها همه برای ما مطرح است، چراکه معلم مریوانی اگر می‌خواست لحظه‌ای به افکار منفی تن بدهد، دست کم سرش را نمی‌تراشید تا مجبور به پاسخ دادن به پرسش‌های بیشماری شود که دوست و آشنا مطرح می‌کنند و شاید به جای آن با دانش‌آموزان حرف می‌زد که مثلا سرطان چیست، چه کاری بد است، اخلاق مداری چیست و تا آخر مواردی از این دست که هرچقدر هم خوب بیان می‌شدند، احتمالا نه کودک بیمار را دلشاد می‌کرد و نه می‌توانست روحیه زندگی را به خانواده او و دیگر خانواده‌های درگیر با این رنج تزریق کند.

قطعا معلم مریوانی را باید معلمی نامید که می‌تواند به همه‌مان درس دهد؛ به مایی که‌گاه یادمان می‌رود انسانیت چه عیاری می‌تواند داشته باشد، یادمان می‌رود همه کارهای خوب با هزینه مالی شکل نمی‌گیرد، مایی که دنیایمان پر شده از دنیا و مایی که بی‌تفاوت ‌شده‌ایم به رنج دیگران؛ رنج بیماران، رنج سالمندان، از کار افتادگان، افراد بی‌سرپرست، کارتن‌خواب‌ها، کودکان کار و... . 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 16:32 توسط حسن صمیمی |


+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1392ساعت 12:57 توسط حسن صمیمی |


در روز ۶ دی ۱۳۱۳ شمسی دولت ایران طی اعلامیه‌ای رسمی از کشورهای خارجی خواست در مکاتبات رسمی خود از واژه‌های پرشیا، پرس و پرسه به جای واژه ایران استفاده نکنند.

به گزارش تاریخ ایرانی، تا اوایل قرن بیستم، مردم جهان کشور ما را با عنوان رسمی پارس یا پرشین می‌شناختند اما در دوران سلطنت رضاشاه که بحث رجعت به ایران باستان و تاکید بر ایران پیش از اسلام قوت گرفته بود، حلقه‌ای از روشنفکران باستان‌گرا مانند سعید نفیسی، محمدعلی فروغی و سیدحسن تقی‌زاده در حکومت پهلوی اول با حمایت مستقیم رضاشاه گردهم آمدند که به این منظور اقداماتی را انجام دادند.

سعید نفیسی از مشاوران نزدیک رضاشاه به وی پیشنهاد کرد نام کشور رسما به «ایران» تغییر یابد. این پیشنهاد در دی‌ماه ۱۳۱۳ شمسی رنگ واقعیت به خود گرفت. این تصمیم بعد از ۷۶ سال هنوز هم محل مناقشه است. مخالفان این تغییر معتقدند که ایران نمی‌تواند آن بار معنایی، فرهنگی و تمدنی‌ای را که در اصطلاح «پرشیا» نهفته است و غیر ایرانیان از دیرباز با آن آشنایی دارند، منتقل کند.

گروهی معتقدند که رضاشاه فقط به دلیل سیاسی برای تثبیت حکومت اقتدارگرایانه خود چنین تصمیمی گرفته است. این دسته از تحلیلگران می‌گویند اصل اقدام را باید متوجه جمعی از نخبگان فرهنگی و سیاسی آن دوره از جمله افراد ذکرشده دانست که در اقتدار حکومت رضاخانی منافع خاص خود را نیز جستجو می‌کردند.

+ نوشته شده در شنبه هفتم دی 1392ساعت 9:40 توسط حسن صمیمی |

وی‌چت را بیشتر بشناسیم

تلفن همراهی که دارای جی پی اس باشد بعد از ورود به مناطق حساس کشور توسط ماهواره‌های جاسوسی مارک دار شده و تلفن همراه آن شخص بعد از آن در تمام نقاط جهان مارک‌دار خواهد بود.

به گزارش سرویس وبلاگستان مشرق، سید مهدی پیشنمازی در وبلاگ نکته‌های جامانده نوشت: کمتر کسی را می شود سراغ داشت که از گوشی های آندروید استفاده کند اما با وی چت آشنایی نداشته باشد .
بعضی از آنهایی که فیس بوک دارند می گویند از وقتی که وی چت را نصب کردیم خیلی کمتر به فیس بوک سر می زنیم !
شاید شما از این نرم افزار استفاده کنید
و شاید فرزند شما استفاده می کند و یا قرار است که استفاده کند.
در هر صورت شناخت از نکات مثبت و منفی این نرم افزار و نرم افزارهای مشابه ارتباطات اجتماعی برای یک خانواده ها (چه همسران و چه فرزندان) و هدایت آنها در مسیر درست لازم می باشد.

شما کنترل می شوید

یکی از اصلی ترین قسمتهای موجود در این نرم افزار قابلیت جستجوی مکانیست .
قطعه ای به نام جی پی اس در تلفن همراه شما وجود که با ماهواره در ارتباط است.
و موقعیت مکانی شما را در هر لحظه با ماهواره در میان می گذارد.
و نشانه آن این است که وقتی شما در ویچت جستجوی افراد را می زنید می توانید افراد تا شعاع چند کیلومتری خود را جستجو کنید و فاصله حدودی آنها از خودتان را ببینید و خیلی قبل تر کسانی که در تلفن های همراه خود گوگل مپ را داشتند می توانستند با ورود به بخش لتیتوت مکان جغرافیایی خود را برای دوستان خود به نمایش بگذارند و و مکان دوستان خود را هم در نقشه تلفن همراه خود ببینند.
یکی از دوستان برای یک کار تبلیغی وارد نیروگاه نطنز شده بود.

سال بعد عازم کربلا شده بود .

قبل از آن از یک نهاد امنیتی با وی تماسی گرفتند که تلفن همراهتان را همراه خود نبرید چون تلفن شما مارک دار شده است و شما به عنوان دانشمند هسته ای ایران ممکن است ترور شوید.
 

 

به این ترتیب که تلفن همراهی که دارای جی پی اس باشد بعد از ورود به مناطق حساس کشور توسط ماهواره های جاسوسی مارک دار شده و (تلفن همراه) آن شخص بعد از آن در تمام نقاط جهان مارک دار خواهد بود.


اطلاعات شما دیگر خصوصی نیست

نام و نام خانوادگی

تصویر

ایمیل
شماره تلفن
مکان دقیق
لیست مخاطبین
تلفن های کاری
مکالمات صوتی
مکالمات متنی
مجموعه فایل هایی که تبادل می کنید
ارتباط شما با ارگانهای مختلف
اینها نمونه هایی از اطلاعاتیست که ویچت و نرم افزارهای مشابه آن می تواند به آن دسترسی پیدا کند .
از یک مسئول شنیدم که از قول وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دوره قبل نقل می کرد که اثر انگشت شما هم ثبت می شود.


شما می توانید حرفی برای گفتن داشته باشید

یکی از چیزهایی که ویچت را از نرم افزارهای مشابه خود جدا می کند قابلیت نوشتن مطلب است .

نمونه ای که شاید در وبلاگها بیشتر به چشم بخورد با این فرق که معمولاً کوتاه تر و مختصر و مفیدتر است. روالی که البته در فیس بوک هم رواج دارد.

که قابلیت لایک شدن و گذاشتن نظر و تنظیم نوع مشاهده برای دیگران در آن قرار داده شده است .
با وجود این خاصیت در ویچت شما می توانید:

یاد بگیرید

یاد بدهید

و با خصوصیات فکری دوستان خود بیشتر آشنا شوید

وقت شما به راحتی تلف می شود

در حین درس خواندن، دیدو بازدید، صحبت با دیگران، تنهایی و ... وقت شما در ویچت به سرعت می گذرد چون شما در حال خواندن هستید، در حال نظر دادن، جستجوی دیگران، تکان دادن گوشی خود، صحبت با دیگران، گروه های مختلف و...

و اگر زمان خود را مدیریت نکنید شما را از خیلی از کارها عقب می اندازد.
 

آزادی آزار دهنده
اگر تصویری برای خود انتخاب می کنید و یا در آلبوم خود قرار می دهید بدانید که خیلی ها هر چند غیر اخلاقی اما خود را آزاد می دانند که آن را ذخیره کرده و در جاها یا پروفایلهای دیگر استفاده کند پس تصاویر خود را برای هر کسی به نمایش نگذارید.
توهین و تمسخر افراد و شخصیت ها آزاد است، فقط برای اینکه شاید جالب باشد!و نمونه هایی از این دست ...

ارتباط نزدیک تر با دوستان

کاربران این نرم افزار معتقدند که این نرم افزار ارتباط دوستان قدیمی و حتی جدید آنها را نزدیک و نزدیکتر می کند . ارتباطی که می تواند با ارسال لحظه ای عکس و متن و تصویر و صوت صمیمانه تر شود.

 

ارتباطات نامتعارف و خطرساز

همانطور که می دانید در این فضا ارتباط آزاد است ! ارتباط بین دو جنس مخالف!

البته این چیز جدیدی در فضای نت نیست . اینکه این ارتباط در همه جا می تواند استمرار داشته باشد.

درون خودرو، قطار، پیاده روی، استراحت، اوقات تنهایی، مهمانی و ... تقریباً همه جا

ارتباط زن متاهل با مرد مجرد

مرد متاهل با دختر مجرد

دختر و پسر مجرد

و زن و مرد متاهل

ارتباطی که می تواند به صورت ویدئویی آفلاین و آنلاین، به صورت صوتی آفلاین و آنلاین، ارسال تصاویر، متن و ... باشد .

پیامدهای این نوع ارتباطات نیاز به تشریح ندارد .

شما تصور کنید که در همه جا و همه حالت، هر مدل ارتباطی قابل انجام است .

فقط کافیست که این مدل نرم افزار ارتباط جمعی در تلفن همراه شما نصب باشد.

و اگر شما در خانه کسی را دارید که با این نرم افزار کار می کند بدانید که ممکن است یک یا چند مهمان ناخوانده در خانه داشته باشید .

مگر اینکه اطلاع و آگاهی کامل از نکات امنیتی این نرم افزار را در حد یک کاربر معمولی داشته باشید.

وی چت بد نیست، یک جامعه است
جامعه مجازی
و جامعه مجازی دارای شباهت هاییست با جامعه حقیقی
همان محافظت از نفس، محافظت از چشم و دل
یاد گرفتن و یاد دادن و مفید بودن
فکر کردن!
پیش بینی درست ارتباطات
و آنچه مهم است، در این دنیای حقیقی و مجازی آگاهی و شناخت نسبت به مسیرها است .
اینکه بدانید هر مسیری ارزش قدم برداشتن ندارد و شاید برگشتن در مسیر درست بسیار سخت تر از حد تصور ما باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم دی 1392ساعت 10:16 توسط حسن صمیمی |

نزاع در دبستان دانش آموز تهرانی را به کما برد/ چاقوکشی دو دانش آموز جلوی چشم همکلاسی ها
نزاع در یک دبستان پسرانه در جنوب شهر تهران، باعث به کما رفتن یک دانش آموز بر اثر اصابت ضربه چاقو شد.

به گزارش خبرنگار گروه آموزش خبرگزاری دانا (دانا خبر)، گویا قطار حوادث تلخ در آموزش و پرورش ایران، قابل ایستادن نیست. از حادثه حریق وسایل گرمایشی در زمستان و تصادف دانش آموزان راهی اردو تا خودکشی یک نوجوان به دلیل همراه داشتن تلفن همراه و اخراج از مدرسه.

متاسفانه باخبر شدیم، چند روز قبل، در یکی از مدارس منطقه شانزده آموزش و پرورش تهران نیز، این بار حادثه ای بسیار تلخ رخ داده است. ماجرا از این قرار است که در حیاط این دبستان پسرانه، نزاعی میان دو دانش آموز در می گیرد که متاسفانه در این حادثه، یکی از پسران، که دانش آموز سال ششم مدرسه است، از ناحیه پهلو حادثه دیده و به کما فرو می رود.

بعد از درگیری میان دو دانش آموز، در حیاط مدرسه و جلو چشم تعدادی از دانش آموزان، دانش آموز کلاس چهارم، دانش آموز مصدوم را با ضربه چاقو مورد اصابت قرار داده است. این دانش آموز بر اثر اصابت ضربه چاقو به کما رفته و هنوز مشخص نیست بتواند دوباره به این دنیا بازگردد.

از سوی دیگر، گفته می شود، دانش آموز ضارب، به قید وثیقه آزاد است و مراجع قضایی درحال پیگیری قانونی این جرم بزرگ هستند.

دو سوی این نزاع کودکانه را که به کنار بگذاریم، تراژیک ترین بعد این حادثه، رخ دادن آن در جلو چشم ده ها دانش آموزی است که هر روز برای تعلیم و تربیت به مدرسه می رود. بهت و نگرانی والدینی که نمی دانند فرزندانشان را چطور از این صحنه جرم که هر روز ناچارند در آن حضور یابند دور کنند و نیز وحشت دانش آموزان از حضور در این مدرسه مسایلی است که نیاز به حضور و پیگیری جدی این حادثه در آموزش و پرورش دارد.

در شرایطی که افزایش خشونت در مدارس دنیا، با شدت و دقت از سوی رسانه ها و مسوولان کشورها پیگیری شده و حتی در مواردی مثل حادثه شلیک گلوله در مدرسه سندی هوک، در کشور امریکا، منجر به بازنگری در قوانین می شود، شایسته است، مسوولان آموزش و پرورش نیز حساسیت خود را نسبت به این پدیده نامیمون بیشتر کنند.

+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1392ساعت 19:26 توسط حسن صمیمی |


پدیده ای به نام معلم آزاری
خوشتر می داشتم تا از زیبایی های ارتباط بین دانش آموزان و معلمان بگویم از لحظه های نابی که فقط در مدرسه و کلاس درس اتفاق می افتد لحظه های نابی که فقط معلمان می توانند آن را درک کنند .لحظه های خوب تعلیم و تربیت که هیچ چیز بالاتر از آن نیست، لحظه هایی که دانش آموز عاشقانه معلم اش رامی بیند .هنگامی که صبح پایت به مدرسه نرسیده درمورد مرتب بودن لباست و اینکه چه رنگی به شما می آید و امروز حالتان خوب است یا نه صحبت می کنند و . . .
اما می خواهم در مورد مفهومی بنویسم که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. معلم آزاری بله این واژه شبیه مردم آزاری و کودک آزاری است.
در سالهای نه چندان دور معلمان با اقتدار کلاس درس را اداره می کردند و کمتر دانش آموزی به خود جرات می داد به معلم اش که حکم پدر ، مادر و الگوی بی بدیلش را داشت توهین کند .اما حکایت این روزهای کلاسها تفاوتی عمیق دارد با آنچه در سالهای گذشته در کلاس های درس می گذشت.
تنبیه دانش آموز به عنوان خط قرمز محسوب می شود، کمتر معلمی از تنبیه چه کلامی چه بدنی استفاده می کند.و این ممنوعیت برای همه دانش آموزان محرز و مشخص است .آنها به خوبی می دانند که معلم حق تنبیه و توهین به دانش آموز را ندارد. و گاهی که این اتفاق رخ می دهد رسانه ها و خبر گزاری ها صدایشان گوش فلک را کر می کند.اما در مقابل رسانه ها و قوانین در خصوص توهین دانش آموزان به معلمان سکوت می کنند و حقوق معلم در این مواقع محلی از اعراب ندارد.
آقای کشاورز دبیر شیمی پیش دانشگاهی فوق لیسانس از دانشگاه خواجه نصیر دبیر بنام و مسلط این درس می گوید در هر کلاس سه چهار دانش آموز بی انگیزه تمام تلاش شان در طول کلاس این است که بحث درس از مسیر خارج شود آنها معمولا سرفه های خاص می کنند صدا های خاصی درمی آورند و گاهی چیز هایی را به طرف تخته سیاه پرت می کنند.
این حرکات مربوط به این سالها نیست ، درگذشته هم دانش آموزان شیطنت هایی را انجام می دادند ،شیطنت هایی که گاه باعث نشاط و شادابی کلاس و معلم می شد. اما آنچه این روزها اتفاق می افتد تلاش آگاهانه و عمدی تعدادی از دانش آموزان جهت آزار معلمان است.
آنها نقشه می کشند تا به اصطلاح معلم را ضایع کنند بی خجالت و ترس و در این راه از تمام هوش و خلاقیت خود استفاده می کنند. شاید عجیب تر این باشد که این کار در کلاس های دروس جدی و معلمان حرفه ای هم اتفاق می افتد .معلمان حساس تر و با روحیه لطیف معلمی پس از مدتی انگیزه خود را از دست می دهند . در بسیاری از مدارس نمره دانش آموز که باعث نظم دانش آموز می شد هم از معلمان گرفته شده است مدیران فشار می آورند تا درصد قبولی های کاذب را بالا ببرند و آنچه می توانست حربه ای جهت نظم و انظباط شود اثر خود را از دست می دهد .
شما درس ات رو بده آقا این جمله را بعضی از معلمان هم از مدیر هم از همکاران خود و گاهی از دانش آموزان شنیده اند .یعنی اینکه معلم جز درس مورد نظر کار دیگری نباید انجام دهد . معلم ریاضی درمورد ادبیات وحشتناکی که بین دانش آموزان ردوبدل می شود ناشنوا می ماند و عکس العملی نشان نمی دهد. معلم حق تذکر به دانش آموزی که در کلاس درس می خوابد را ندارد .در کل آنچه امروز در کلاسهای درس اتفاق می افتد تسلط دانش آموزان بر کلاس درس و معلمی است که خلع سلاح شده است .معلم کم کم به نقطه ای می رسد که فقط درسش را بدهد و از کلاس خارج شود.
در جلسه انجمن اولیاء و مربیان پدران و مادران یا همان دانش آموزان سالهای دور که امروز فرزندان شان در مدرسه تلاش کافی ندارند از سهل انگاری و سخت نگرفتن مدرسه گلایه دارند .پاسخ روشن است .در سالهای دور که دانش آموزان تنبیه می شدند ترکه می خوردند و خلاصه چوب معلم گل بود . برای معلم کسب علم و انضباط و رعایت اخلاق دانش آموز مهم بود حتی مهم تر از آسایش و راحتی دانش آموز و البته خودش. اما امروز برای معلم مهم نیست که دانش آموز درس بخواند یا نه . تلاش بکند یا نه معلم درسش را می دهد و می رود.
جالب است بدانیم که مدارس بنام و موفق مدارسی اند که به شیوه سنتی و سختگیرانه اداره می شوند .در این مدارس محصلان دائم و با اجبار باید درس پس بدهند.منظم و مسئولیت پذیر باشند آنها در می یابند در این مدارس حتی لباسی که می پوشند و نوع ادبیاتی که به کار می برند باید بر پایه تعریف مشخصی از یک دانش آموز ترازمدرسه باشد . در صورت تخطی به راحتی دانش آموز اخراج می شود.
دبیرستان دخترانه ای در شهرک غرب نمرات مستمر دانش آموزان از نمرات امتحانات نهایی پایین تر بود .اتفاقی نادر در مدارس غیر انتفاعی یعنی استاندارد مدرسه بالاتر از استاندارد ملی است.در این مدرسه همه امکانات آموزشی محیاست .نظم و مقررات مدرسه نه تنها برای دانش آموز که برای اولیاء هم اجباری است . معمولا سالی چند المپیادی و رتبه تک رقمی در کنکور دارند. چیزی به نام معلم آزاری وجود ندارد معلم مقتدر است آنچنان که تلاش دانش آموزان برای استاندارد معلم بیش از نمرات نهایی است.
آقای رحیمی که معلم شوخ طبعی است وقتی می خواست در دبیرستانی در جوادیه به کلاس برود از کلاس به عنوان کوره آدم سوزی یاد می کرد .کوره ای که در آن حیثیت انسانی و شخصیت کسی که معلمی را پیشه خود ساخته است به بازی گرفته می شود.
خانم رضایی می گفت من از سالهای دوم سوم خدمتم یاد گرفتم که پشت به دانش آموز نباشم و کمتر روبه تخته سیاه چیزی بنویسم چون وقتی لحظه ای غفلت کنی ممکن است هر چیزی به سمت تخته بیاید ویا هر صدایی را بشنوی.
آیین نامه انظباطی برای دانش آموز خاطی جریمه هایی همچون تذکر شفاهی و کتبی تعویض کلاس یا درنهایت تغییر مدرسه را در نظر می گیرد که کمتر در طول سال اتفاق می افتد.
در واقع ما در مدارس نه تنها منشور حقوق دانش آموز را آموزش نمی دهیم در مورد تخلفات دانش آموز و توهین های دانش آموزان در کلاس درس مقررات روشنی نداریم .
قابل توجه اینکه در آیین نامه انضباطی دانش آموزان در انگلیس حتی حکم جلب دانش آموز را به مدرسه می دهد و در مورد توهین اولیا دانش آموزان به معلمان هم مقررات سختگیرانه ای وجود دارد .
نظام حقوقی مدرسه چه در مورد حقوق دانش آموز و چه در مورد حقوق معلم در کلاس درس ، قدیمی ،کلیشه ای و فاقد کارایی است این نظامنامه نیازمند بازنگری مجدانه است .تا معلم مجالی یابد برای اینکه انسان بسازد تا دانش آموز ارزش های انسانی اش پرورش یابد .
سید محمد مرد دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1392ساعت 18:15 توسط حسن صمیمی |

نمونه سوال مطالعات هفتم مخصوص دانش آموزان دبیرستان پسرانه شاهددوره اول ودبیرستان استعدادهای درخشان شهیدبهشتی دوره اول شهرستان کاشمر

متن کامل درادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1392ساعت 23:13 توسط حسن صمیمی |


برخي عوام تصور مي كردند: مشروطه يعني نان ارزان، گوشت ارزان مشروطه يعني بينوايان از نان و كباب سير شوند و برخي نيز مي گفتند، ارزاني نمي خواهند مشروطه مي خواهند.

و عده اي مي شنيدند كه در طهران يك عده در سفارت انگليس تحصن كرده و پلو مي خورند و راست،راست راه مي روند و پول تو جيبي مي گيرند و مشروطه مي خواهندو حال آنكه سفير انگليس مي گفت: فرانسوي ديوارش تا يك متر خون بالا آمد تا مشروطه گرفت.

در اين اوضاع بعضي مشروطه و بعضي اصلاً نمي دانند چه بايد بخواهند حيران و سرگردانند ولي فرياد مي زنند مي خواهيم مي خواهيم وقتي سؤال مي شود چه مي‌خواهيد مي‌گويند برويم از رفقا بپرسيم ما نمي‌دانيم چه مي‌خواهيم، مهم اين است كه مي‌خواهيم. 

و يك عده هم تصور مي كردند كه مشروطه خوردني است، داد مي زدند بابا سه روز ما اينجا ويلان سرگردانيم يك تكه مشروطه به ما نداده اند.  در اين حال و هوا در بين عوام جمعيت زمزمه مي‌شود ما چه مي‌دانيم مشروطه چيست ما ارزاني گندم مي‌خواهيم و عقلاي قوم آنها را قانع مي‌كردند كه مشروطه يعني هزار پيشه، ارزاني گندم هم جزو اوست.

يك نفر هم كه مي‌خواست مردم گرسنه را تحريك و بيشتر هواخواه مشروطه نمايد دستش را آورد جلو و اشاره به دستش كرد و گفت: مسلمان "مشروطه يعني كباب اندازه كف دست" و ديگري كه مي‌خواست پيره‌زن بي سرپرستي را متمايل به مشروطه نمايد گفت: مشروطه يعني پسران جوان را به پيره زنان نامزد كنند و دختران جوان را به پيرمردان، دختر جوانِ پيره زن زبان به اعتراض گشود كه اين چه مشروطه ايست، اينكه سراسر ظلم است! و پيره زن با غيظ جواب داد: دختر زبان دركش گيسو بريده ترا چه رسد به مشروطه بد بگويي.
+ نوشته شده در شنبه نهم آذر 1392ساعت 14:54 توسط حسن صمیمی |

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 8:36 توسط حسن صمیمی |

مطالب قدیمی‌تر