یک
دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین
روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار
بروی زمین ، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد
کرد.این
شبیه اتصال زمین به ساختمانهای است که احتمال بر خورد
سیگنالهای الکتریکی مانند رعد و
برق وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می
کند بهترین راه که پیشانی تان
را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید
چرا که در این حالت امواج الکترو
مغناطیسی بهتر تخلیه خواهد شد و
بیشتر تعجب خواهبد کرد که بدانید بر اساس اصول علمی ثابت
شده مر کز زمین مکه است.
و کعبه درست وسط
زمین است
بهترین راه
تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است.!!!
|
اجتماعی |
جغرافی |
تاریخ | |||
|
بارم |
درس |
بارم |
بخش |
بارم |
درس |
|
5 |
1 |
1/5 |
1 |
2 |
2-1 |
|
2 |
2 |
2 |
1/5 |
4-3 | |
|
3 |
3/5 |
3 |
2 |
6-5 | |
|
4 |
3/5 |
4 |
21 |
8-7 | |
|
5 |
5 |
5 |
1 |
9 | |
|
6 |
4/5 |
6 |
1/5 |
10 | |
|
3 |
7 |
|
|
1 |
11 |
|
3 |
8 |
|
|
1/5 |
12 |
|
3 |
9 |
|
|
2 |
13 |
|
2 |
10 |
|
|
1/5 |
14 |
|
2 |
11 |
|
|
2 |
15 |
|
2 |
12 |
|
|
1 |
16 |
|
|
|
|
|
1 |
17 |
به گزارش جهان به نقل از پارسینه، این روزها یكی از مهمترین دغدغههای
جوانان برای ازدواج مشكلات مالی و میزان مهریهای است كه خانواده دختر برای
داماد آینده خود مشخص میكنند. بسیاری از جوانان از ترس مهریه سنگین و
چندین هزار سكهای دختران چندان تمایلی به ازدواج ندارند و ترجیح میدهند
روزگار مجردی خود را با درس خواند و یا كار كردن تمام وقت سپری كنند.
شاید
خالی از لطف نباشد كه كمی به گذشته بر گردیم و نگاهی به ازدواجهای زمان
قاجار و میزان مهریه دختران بیندازیم و ببینم آنان چگونه ازدواج میكردند.
در
جامعه عهد قاجار، فاصله چندانی بین كودكی و ازدواج دختران وجود نداشت.
دختران اغلب از هفت تا سیزده سالگی ازدواج میكردند. عواملی چون دستیابی به
استقلال اقتصادی، رشد سریع دختران در آن روز و پایین بودن میانگین عمر به
دلیل شیوع بیماری در افزایش این ازدواجهای زودرس موثر بود. دختران و پسران
هیچگونه اختیاری در برگزیدن همسر آینده خود نداشتند. رایجترین شكل
ازدواج عقد دائم بود.
از دیگر شیوههای رایج ازدواج، ازدواج موقت
یا صیغهكردن دختران و زنان براساس قرارداد و توافق بود. فقر مالی نیز سبب
میشد تا خانوادهها به ازدواج موقت دختران خویش رضایت دهند.
صیغهكردن
زنان در عرف جامعه كاملاً قابل قبول بود و زنهای صیغهای پس از به پایان
رسیدن دوره قرارداد به آسانی به عقد دائمی اشخاص دیگر در میآمدند.
شكل دیگر ازدواج شامل دختران یا زنانی میشد كه از طریق جنگها و یا دزدیده شدن و یا تجارت برده، اسیر و فروخته میشدند.
نظام
چند زنی در شهرها، معمولا مختص به اشراف بوده است؛ ولی در ایالات نیز رواج
داشت. در بین ایلات بلوچ حتی مردان كم بضاعت نیز گاه تا ۸ زن میگرفتند و
این نیز به این دلیل بود كه زن در ایلات نه تنها هزینهای برای شوهر نداشت؛
بلكه نیروی تولیدی كارآمدتری نسبت به شوهر به حساب میآمد.
اما مهریه ای كه در دوره قاجر رسم بوده چیست؟
از
اواسط عهد قجر خانواده های ایرانی ترجیح دادند به جای شیربهای نقد، مهر
دخترشان را بالا ببرند. این كه یكی از اهمیت شیربها كم و مهریه در ایران
خیلی مهم شد را باید در تاریخ دوره قاجار پیدا كرد. دورهای كه مردم از دو
جهت در حال تغییر بودند؛ یكی آشنایی بیشتر با اصل دین به دلیل گسترش سواد و
زیاد شدن تعداد روحانیون مطلع و دوم آشنایی ایرانیان با فرهنگهای
غیرایرانی و ارتباط با مردمان عثمانی، عراق عرب و حتی غرب.
فكر
میكنید مهریه یك عروس خانم از طبقه معمولی و متوسط شهری حدود ۱۰۰ سال پیش
چه قدر بوده؟ چشمها را ببندید و خودتان را در یك خانه با نردههای چوبی
تصور كنید؛ خانهای كه دیوارهای حیاطش هم كاهگلی است و داخل خانه پر از
مهمان است. امروز بلهبران دارند.
حرفها تمام شده و سر همه چیز به
توافق رسیدهاند. حالا وقت نوشتن قرارداد مهریه است. خانواده عروس
فرستادهاند تا حاج آقا محمدعلی آقای اصفهانی بیاید كه هم عروس و داماد را
به هم محرم كند و هم چون تنها سواددار محله است، متن قرارداد را بنویسد؛
آقا محمدعلی مینویسد:
«بسمه
تعالی/ با یاد خدا و صلوات بر پیغمبر خاتم (صلیالله) و خاندان گرامی او و
با تاییدات ولیعصر (عجلالله تعالی فرجه) این كاغذ قراردادی است كه میان
طرفین جناب كربلایی رضاقلی گیوهدوز، پدر عروس محترم مكرمه [آن موقع رسم
نبود اسم عروس را در قرارداد بنویسند] از یك طرف و جناب حاج رضا بزازباشی،
پدر داماد آقا جعفرعلی بزازباشی منعقد شده. مهریه قبول شده از این قرار است
كه: « یك جلد كلامالله مجید، آینه یك جام، لاله یك زوج، لباس سه دست، یك
عقیق پنج تن، یك شمایل مرتضی علی(علیهالسلام) و ۱۰۰ تومان پول بر ذمه
میباشد. خدا مبارك فرماید انشاءالله؛ شوال ۱۳۲۹ قمری»
البته این
مهریه یك عروس از طبقه متوسط جامعه در عهد قجر است كه هم خانواده خودش و هم
خانواده آقاداماد دستشان به دهنشان میرسیده وگرنه مهریه یك عروس خانم كه
مثلا پدر كارگر یا باربر داشت، خیلی كم تر از این چیزی میشد كه در این
قراردادها مینوشتند. حالا این كه چه طور روزگار چرخیده و فرهنگ و تعاریف
چرا اینقدر عوض شده كه این روزها گاهی مهریه دختر یك كارمند ساده از مهریه
یك دختر كارخانهدار بیشتر میشود، از آن چیزهایی است كه جامعهشناسان
باید جوابشان را پیدا كنند.
اما مهریه دختران طبقه ثروتمند چه قدر بوده است؟
سه
پارچه آبادی در یزد، یك كمربند طلا كه با سكههای اشرفی تزئین شده بود، یك
نیمتاج مرصع و غرق در جواهر و ده دست لباس فرنگی (این آخری خیلی مورد
توجه عروسخانم قرار گرفته بوده). در ضمن آقای داماد قبول كرده بود كه
۶هزار تومان هم شیربها بدهد.
طلاق
در
دوره قاجار در صورتی كه زن در مورد خاصی چون عدم دریافت نفقه از مرد،
انحرافات اخلاقی و یا ناتوانی جنسی مرد، میتوانست درخواست طلاق نماید و در
صورت طلاق وظیفه نگهداری كودكان از سوی مردان و مشكل پرداخت مهریه نیز
مردان معمولی جامعه را نیز از فكر طلاق زنانشان منصرف میكرد.
جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت سه قفل درزندگی ام وجود دارد و سه کلید از شما می خواهم.قفل اول اینست که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم. قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد. قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
شیخ نخودکی فرمود برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان.برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟؟!!!
شیخ نخودکی فرمود نماز اول وقت شاه کلید است
*******************************************

تقویم هجری شمسی بر
این اساس بنا شده که رویداد نجومی متناظر با روزهای اعتدال بهاری، انقلاب
تابستانی، اعتدال پاییزی و انقلاب زمستانی به ترتیب کمتر از 12 ساعت با
ساعت صفر بامداد روزهای اول فروردین، اول تیر، اول مهر و اول دی اختلاف
داشته باشد. بدینمنظور، شش ماه اول سال 31 روزه، پنج ماه بعدی 30 روزه و
ماه آخر سال در شرایط معمول 29 روزه و در سالهای کبیسه 30 روزه است.
کبیسه چیست؟تقویم
هجری شمسی بر اساس مدت سال شمسی حقیقی است که تعداد شبانهروزهای آن
365.24219 روز است و از آنجا که عدد صحیحی نیست، در زندگی روزمره از سال
شمسی عُرفی که تعداد شبانهروزهای کاملی دارد، استفاده میکنیم. برای حل
این تناقض، تقویمنویسان از مقدار غیرصحیح شبانهروز سال شمسی حقیقی (5
ساعت و 48 دقیقه و 45.2 ثانیه یا حدود 6 ساعت) صرفنظر میکنند و سال 365
شبانهروزی را «سال عادی» در نظر میگیرند؛ اما هر 4 یا 5 سال یکبار، جمع
مقادیر غیرصحیح سالهای شمسی حقیقی از 1 روز بیشتر میشود؛ در چنین شرایطی،
یک روز به آخر سال مورد نظر اضافه میکنند و آن سال 366 شبانهروزی را
«سال کبیسه» مینامند.
کبیسهگیری نخستین بار در زمان ژولیوس سزار انجام
شد، اما از آنجا که منجمان آن زمان طول سال شمسی را به اشتباه 365 روز و 6
ساعت اندازهگیری کرده بودند، کبیسهگیریهای اشتباه باعث شد تقویم میلادی
در اواخر قرن شانزدهم میلادی دچار 10 روز اشتباه شود و اعتدال بهاری 10
روز جلوتر از تقویم اتفاق بیفتد. به همین دلیل به دستور پاپ گریگوری
سیزدهم، سال 1582 میلادی 10 روز زودتر به پایان رسید و ملاک جدیدی برای
کبیسهگیری تدوین کرد. برای کسب اطلاعات بیشتر، اینجا را کلیک کنید.
تقویم جلالی، دستاورد بزرگ ایرانیانگاهشماری
جلالی براساس طول متوسط سالشمسی یعنی 365.24219 روز تدوین شده است. طول
هر سال به اندازه 0.00781 روز از 365.25 روز کمتر است (به ازای 365.25 روز،
هر چهار سال یک سال کبیسه خواهیم داشت) و از آنجاکه حاصلضرب 128 در
0.00781 روز مقداری بسیار نزدیک به 1 شبانهروز کامل است ( 0.99968
=0.00781 × 128) از دورهای 128 ساله برای برقراری کبیسههای صحیح استفاده
میشود.
اگر سالهای گاهشماری را 365 شبانهروز درنظر بگیریم و هر 4 سال
یکبار کبیسه بگیریم، در هر دوره 128 ساله باید یک روز از طول یکی از
سالهای کبیسه را حذف کرد تا طول سال متوسط سالهای گاهشماری با طول متوسط
سالهای حقیقی خورشیدی برابر شود. منجمان ایرانی برای حذف این یک روز
اضافی، شیوه بسیار هوشمندانهای را مطرح کردهاند که به شرح زیر است:
در
هر 4 سال، یک سال کبیسه است و پس از شش یا هفت بار کبیسه 4ساله، یکبار
کبیسه پنج ساله اتفاق بیفتد. بنابراین حذف یک روز اضافی به تدریج در طول
دوره 128 ساله انجام خواهد شد. در واقع هر دوره 128 ساله شامل یک دوره 29
ساله و سه دوره 33 ساله خواهد بود. تقویم هجری شمسی تنها تقویمی است که
علاوه بر کبیسههای چهارساله، دارای کبیسههای پنج ساله نیز هست.
تقویم هجری شمسی، دقیقترین تقویم جهانمشکل
بزرگ تقویم جلالی این است که طول سال شمسی ثابت نیست و بین 365 شبانهروز و
5 ساعت و 42 دقیقه تا 365 شبانهروز و 6 ساعت و 4 دقیقه در تغییر است (این
اعداد بر اساس بررسی دورهای پنجاه سال بدست آمدهاند و احتمال تغییرات
بیشتر نیز وجود دارد). به همین دلیل در تقویم هجری شمسی ملاک بهتری برای کبیسهگیری درنظر گرفته شده است.
طبق
این ملاک، اگر تحویل سال قبل از ظهر شرعی به وقت نصفالنهار مرکزی ایران
رخ دهد، آن روز اولین روز از سال جدید است (زیرا تحویل سال کمتر از 12 ساعت
با ساعت صفر بامداد آن روز اختلاف داشته است) و اگر تحویل سال بعد از ظهر
رخ دهد، روز بعد اولین روز از سال جدید خواهد بود؛ چراکه فاصله زمانی تحویل
سال با ساعت صفر روز بعد کمتر از 12 ساعت خواهد بود
آیا می دانید
سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسهای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود.
آیا
می دانید آبمیوه های پاکتی, نوشابه ها, بیسکویت ها, کیک ها و... با قندهای
مصنوعی چون ساخارین ساخته می شود که 1000 برابر شیرین تر از قند معمولی و
دشمن کبد و کلیه است.
آیا می دانید رنگهای افزودنی در نوشابه ها, آبمیوه های پاکتی, کیک ها, آدامس ها و . . . همه سرطان زا هستند.
آیا
می دانید قیمت روغن ها مایع مثل آفتابگردان اگر واقعی باشد حدود 12هزار تا
15 هزار تومان خواهد بود ولی الان در بازارحدود4000 تومان به فروش می
رود که از یک کیلو تخم آفتابگردان(8000) هم ارزانتر است.
آیا می
دانید بیشتر محتوای روغن های مایع از پارافین خوراکی درست شده که محصول
پالایشگاهای نفت است و کلسترول خون را بالا برده موجب چربی خون و... می شود
که کشنده است.
آیا می دانید در اکثر کارخانه های
آبلیموهای صنعتی حتی یک عدد لیمو هم وارد نمی شود و آب لیموی صنعتی از مواد
شیمیایی و برخی اسانسها و جوهر نمک تولید می شود.
آیا می
دانید کره گیاهی دروغی بیش نیست و با مواد پایه ای نفت تولید می شود و موجب
تشکیل پلاک اتروم در عروق کرونر قلب و بیماری های ایسکمیک قلبی می شود و
شعار «کره مارگارین (گیاهی) دوست قلب شما» فریب افکارعمومی است.
آیا می دانید مواد قندی موجود در نوشابه ها موجب پوسیدگی دندان ها می شود (دندان شکسته داخل نوشابه پس از 7 ساعت حل می شود).
آیا می دانید سس مایونز از همه غذاها برای صدمه به پوست و جوش صورت، مضرتر است.
آیا
می دانید پنیر پفک اغلب پنیر تلخ (پنیر فاسد) و گندیده تاریخ مصرف گذشته
است. چسبندگی پفک براساس تحقیقات تا 7 بار مسواک هم تمیز نمی شود و موجب بی
اشتهایی می گردد و آمار مصرف پفک در ایران روزانه هر نفر 2 عدد است.
ذوالفقار دانشی: طبق
قانون، هر سال در نیمهشب اول فروردین ساعت رسمی کشور یک ساعت به جلو
کشیده میشود و در نیمهشب آخر تابستان دوباره به وضعیت قبل برمیگردد. اگر
به کامپیوتر، لپتاپ، موبایل و دیگر تجهیزات الکترونیکی خود دقت کرده
باشید، متوجه شدهاید که ساعت آنها از یکشنبه گذشته 1 ساعت جلو رفته است.
اما اصلا چرا باید ساعتها را تغییر داد، چرا زمان این تغییرات در نقاط
مختلف زمین متغیر است و چرا در برخی کشورها این تغییرات اعمال نمیشود؟
تغییرات شب و روزمسیر
ظاهری حرکت خورشید در آسمان طوری است که در نیمه اول سال، خورشید بالاتر
از استوای آسمان حرکت میکند و به قطب شمال سماوی نزدیکتر میشود و در
نیمه دوم، خورشید به پایین استوای سماوی میآید و به قطب جنوب سماوی
نزدیکتر میشود. متناسب با این تغییرات، مسیر روزانه حرکت خورشید بر فراز
افق نیز بلندتر و کوتاهتر میشود و درنتیجه طول روز نیز تغییر میکند. این
تغییرات به عرض جغرافیایی و موقعیت خورشید در آسمان ربط دارد. روی خط
استوا، طول روز و شب تغییر زیادی نمیکند و همان 12 ساعت روز و 12 ساعت شب
باقی میماند. در نواحی استوایی که بین مدارهای راسالسرطان (21.5 درجه
شمالی) و راسالجدی (21.5 درجه جنوبی) قرار دارند نیز این تغییرات زیاد
نیست؛ بهطوریکه بین 13.2 ساعت و 10.8 ساعت تغییر میکند و این یعنی اگر
طلوع آفتاب در روز اول بهار ساعت 6 صبح باشد، در اول تابستان ساعت 5:24، در
اول پاییز ساعت 6 و در اول زمستان ساعت 6:36 خواهد بود.
در نواحی قطبی
اما ماجرا کاملا برعکس است. در خود قطبین شش ماه اول سال روز و شش ماه
دوم، شب است و این روند برای دیگر نقاط مدار قطبی (عرضهای جغرافیایی 66.5
تا 90) بهتدریج ضعیفتر میشود بهطوریکه در خود مدار قطبی (66.5 درجه)
روز اول تابستان طول روز 24 ساعت، روزهای اول بهار و پاییز 12 ساعت و روز
اول زمستان طول روز 0 ساعت است. (بدیهی است که طول شب برابر است با کسر طول
روز از 24 ساعت)
شرایط میانیدر عرضهای میانی،
این تغییرات در بازههای بین دو مقدار حدی استوایی و قطبی متغیر است. در
کشورهای جنوبیتر، تغییرات طولروز کمتر است و در کشورهای شمالیتر، این
تغییرات بیشتر است. برای مثال، در شهر تهران با عرض جغرافیایی 35.6 درجه
شمالی، طول روز از حدود 14 ساعت و 15 دقیقه تا 9 ساعت و 45 دقیقه متغیر
است. این بدان معنی است که اگر در تهران در اول بهار خورشید در ساعت 6 صبح
طلوع کند، در اول تابستان ساعت 4:52، در اول پاییز ساعت 6 و در اول زمستان
ساعت 7:08 طلوع میکند (بدون احتساب تغییرات ساعت و اثر شکست نور در جو
زمین).
در شهرهای شمالی اروپا که عرض جغرافیایی آنها حدود 52 درجه است،
طول روز از 15.7 ساعت تا 8.3 ساعت متغیر است؛ یعنی اگر طلوع آفتاب در اول
بهار ساعت 6 صبح باشد، در اول تابستان حدود ساعت 4 و در اول زمستان حدود
ساعت 8 طلوع میکند.
همانطور که میبینید، خورشید در تابستان زودتر
طلوع میکند و در زمستان دیرتر؛ به همین دلیل برای استفاده بیشتر از انرژی
خورشید و صرفهجویی در مصرف انرژی در عرضهای میانی، ساعتها را در تابستان
یک ساعت جلو میکشند تا زمان استفاده از نور خورشید در طول روز بیشتر شود.
یک مثالشهر تهران را در نظر بگیرید. اگر ساعت
رسمی یک ساعت به جلو کشیده شود، در اول تابستان خورشید ساعت 5:52 صبح طلوع
میکند که در مقایسه با ساعت 4:52 در وضعیت عدم تغییر ساعت، بدان معنی است
که در وضعیت ساعت تابستانی، یک ساعت بیشتر از نور روز بهرهمند میشوید. در
سوی دیگر، خورشید در وضعیت عدم تغییر ساعت حوالی 19:08 غروب میکرد؛ اما
در وضعیت ساعت تابستانی، این اتفاق ساعت 20:08 اتفاق میافتد. بنابراین هم
صبحها خیلی زود روشن نمیشود و روشنایی خورشید به هدر نمیرود و هم شبها
یک ساعت کمتر از انرژی برق استفاده میشود.
البته توجه به یک نکته
ضروری است و آن، اینکه تمام این حسابوکتابها در شرایطی تاثیرگذار است که
وضعیت کاری بر اساس ساعت و نه روشنایی روز تنظیم شده باشد. بدیهی است در
فعالیتهایی مانند کشاورزی و دامداری که نور خورشید عامل اصلی تنظیم
چرخههای طبیعی است، این تغییرات خودبخود اعمال میشوند و نیازی به این
تغییرات نیست؛ اما در زندگی شهرنشینی که همه کارها بر اساس ساعت تنظیم
میشود، این تغییرات به صرفهجویی بیشتر در انرژی میانجامد.
برای همه مناسب نیستزمان
اعمال این تغییرات در کشورهای مختلف متفاوت است؛ به عنوان مثال در کشورهای
اروپایی و آمریکای شمالی، این تغییرات از یکشنبه قبل از 21 مارس (متناظر
با اول فروردین) اعمال میشود و در کشور ما در نیمهشب اول فروردین. بدیهی
است که در مناطق استوایی چنین کاری فایدهای ندارد، چون تغییرات طول روز
ناچیز است. همچنین انجام چنین کاری در مناطق قطبی عملا بیفایده است، چرا
که تغییرات طول روز بسیار گسترده است و تنها گزینه پیشرو، عادت کردن به
وضعیت روز و شبهای طولانی است.
جالبتر اینکه طی سالهای اخیر
پیشنهادهای بهتری برای تغییر ساعت مطرح شده است. در برخی از ایالتهای
شمالی ایالات متحده آمریکا پیشنهادهایی مبنی بر 1.5 تا 2 ساعت تغییر ساعت
در زمان تابستانی و زمستانی مطرح شده است. در کشور ما نیز محاسبات نشان
میدهد بهترین زمان برای اعمال تغییرات ساعت تابستانی از نیمه اردیبهشت تا
نیمه مرداد است.

از علامه جعفری می پرسند چی شد كه به این كمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میكنن و اظهار میكنند كه هر چه دارند از كراماتی ست كه بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :
به گزارش مركز اطلاع رساني و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش، وحيد كيارشي ، معاون توسعه مديريت و پشتيباني بنا به دستور وزير آموزش و پرورش و طي بخشنامه شماره 6/274870/730 مورخ 23/12/91 ، كاهش 50درصدي هزينه هاي اسكان براي فرهنگيان رادر اماكن اقامتي آموزش و پرورش سراسر كشور صادر كرد.
براساس اين گزارش، تعرفه اسكان براساس اين بخشنامه براي 1 تا 5 نفر به ازاي هر شب براي كلاس هاي گروه ويژه، 18 هزار تومان ، گروه الف ، 14 هزار تومان ، گروه ب ، 10 هزار تومان ، گروه ج، 8 هزار تومان و برپايي چادر در محل هاي اسكان ، 4 هزار تومان بود كه با توجه به دستور دكتر حاجي بابايي ، اين تعرفه ها براي فرهنگيان 50درصد كاهش يافته است كه به ترتيب به 9 ، 7 ، 5 ، 4 و 2 هزار تومان براي فرهنگيان رسيده است.
لازم به توضيح است ، آن دسته از فرهنگيان عزيزي كه قبلا محل اسكان خود را برمبناي تعرفه هاي گذشته از طريق سامانه الكترونيك واريز كرده اند ، از طريق اداره رفاه و تعاون هر استان مبلغ مابه التفاوت به حساب آنان عودت داده مي شود.
براساس اين گزارش، تمامي فرهنگيان و ميهمانان آنان براساس تعرفه جديد از ارائه خدمات در اماكن اقامتي آموزش و پرورش سراسر كشور برخوردار خواهند بود.
میانگین سهم آموزش و پرورش کشورها از تولید ناخالص داخلی، کمی بالاتر از ۵ درصد است و جالب اینکه برخی کشورهای فقیر که اقتصاد کوچکی دارند، درصد بیشتری از تولید ناخالص داخلی خود را را صرف آموزش میکنند. به عنوان مثال کوبا در سال ۲۰۱۰، ۱۲ درصد از تولید ناخالص داخلی را به امر آموزش اختصاص داد. تولید ناخالص داخلی کوبا در سال ۲۰۱۰، ۵/۵۷ میلیارد دلار بوده و حدود ۷ میلیارد دلار از آن را به امر آموزش اختصاص داده که بسیار قابل تحسین است. از سوی دیگر مقایسه ایران با کشورهای توسعه یافته نشان میدهد که بودجه آموزش و پرورش ما بسیار نازل است. به عنوان نمونه کشور ژاپن در سال ۲۰۱۰، ۸/۳ (۳ ممیز ۸ دهم) از تولید ناخالص خود را صرف آموزش کرد. تولید ناخالص داخلی این غول آسیایی در این سال معادل ۸/۵ (۵ ممیز ۸ دهم) هزار میلیارد دلار بوده که ۸/۳درصد آن صرف آموزش شده است. با یک حساب ساده معلوم میشود که هزینه آموزش و پرورش ژاپن در سال ۲۰۱۰ حدود ۲۲۰ میلیارد دلار و هزینه آموزش و پرورش ایران در آن سال حدود ۱۰ میلیارد دلار بوده است. یعنی بودجه آموزشی ژاپن ۲۲ برابر ایران است. بودجه اندک آموزش و پرورش ایران، فقط کفاف این را میدهد که اتاقی را تبدیل به کلاس کنیم و ۳۰ -۴۰ دانش آموز را روی نیمکتهای چوبی بنشانیم و معلمی آموزش ندیده، بیانگیزه و فقیر را سرکلاس بفرستیم. در چنین شرایطی بیش از ۹۲ درصد بودجه جاری آموزش و پرورش صرف پرداخت حقوق و مزایای پرسنل و به زبان بودجه یی، اعتبارات فصل اول میشود و پول چندانی برای هزینه کردن در بخش سایر فصول و کیفیت بخشی باقی نمیماند. این یک تنگنای واقعی است.
http://www.tabnak.ir/fa/news/%D9%87
ستارخان نوشته بود:من هیچ وقت گریه نمیکنم چون اگه اشک میریختم آذربایجان
شکست میخورد و اگر آذربایجان شکست میخورد ایران زمین میخورد...اما تو
مشروطه دو بار اون هم تو یه روز اشك ريختم
.
حدود 9 ماه بود تحت
فشار بودیم..بدون غذا.. بدون لباس.. از قرار گاه اومدم بیرون...چشمم به یک
زن افتاد با یه بچه تو بغلش.. دیدم که بچه از بغل مادرش اومد پایین و چهار
دست پا رفت به طرف بوته علف...علف رو از ریشه درآورد و از شدت گرسنگی شروع
کرد خاک ریشه ها رو خوردن... با خودم گفتم آلان مادر اون بچه به من فحش
میده و میگه لعنت به ستارخان که مارو به این روز انداخته...
اما... مادر کودک اومد طرفش و بچش رو بغل کرد و گفت : عیبی نداره فرزندم...
خاک میخوریم اما خاک نمیدهیم...
اونجا بود که اشکم در اومد...
متن کامل درادامه مطلب

شهر سامان کجاست؟
پرسش: وقایع و رویدادهای
سریال «کلاه پهلوی» در شهر سامان اتفاق می افتد. شهر سامان در کدام نقطه
ایران واقع شده است؟ آیا منظور از سامان همان شهری است که در استان
چهارمحال و بختیاری واقع شده است؟ آیا این شهر در نزدیکی ساوه واقع شده
است؟ آیا این شهر وجود خارجی دارد؟
پاسخ: دوستان
عزیز! سامان شهری فرضی است و وجود خارجی ندارد. کارگردان سریال کلاه پهلوی
به جای انتخاب یک شهر واقعی و روایت داستان در آن، این شهر را انتخاب کرده
است. این شهر نمادی از شهرهای ایران در زمان وقوع رویدادهای داستان است و
رویدادهایی که در سامان اتفاق افتاده، در این دوره تاریخی خاص کمابیش در
اغلب شهرهای ایران رخ داده است.
شاید بپرسید چرا یک شهر واقعی برای
روایت داستان انتخاب نشد؟ پاسخ این سوال این است که در صورت انتخاب شهری
واقعی، سازندگان سریال ملزم به رعایت کلیه جنبه های تاریخی، فرهنگی،
اجتماعی و... درخصوص آن شهر می شدند. مثلا اگر مکان وقوع رویدادها شهری مثل
«کاشان» بود، باید به افراد، شخصیت ها و رویدادهای واقعی این شهر در فاصله
سال های 1314 تا 1320 به عنوان مقطع رویدادهای کلاه پهلوی، مورد توجه واقع
می شد و قطعا هر نوع بی توجهی، اعتراض های فراوانی را به دنبال می داشت
اما در شکل فعلی، کارگردان با دست بازتری به روایت رویدادها می پردازد و
بابت دخل و تصرف های دراماتیک در داستان و یا نمایش برخی شخصیت های منفی و
مثبت، با حواشی مواجه نمی شود.
روابط عمومی سریال کلاه پهلوی ـ 14 بهمن 1391
http://www.kolahpahlavi.tv